تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
شرع ، هر دو دلالت دارند كه مردم را فرض است كه در مملكت ، سلطانى نصب كنند تا دفع ظلم از مظلومان كند و ضعيف از قوى برهاند و شرّ اشرار را مانع شود . و اى ملك ، بدان كه باندازهء حسن اخلاق سلطان ، در جهان ، نظم‌پذير شود . و پيغمبر عليه السلام فرمود : دو كسند كه صلاح ايشان ، مردم را مايهء صلاح و فلاح و فساد ايشان ، خلق را موجب فساد است : و آن علما و امراند . و پارهء از حكما گفته‌اند كه : پادشاهان ، سه پادشاه هستند : يكى ملك دينست و يكى ملك دورى از حرامهاست و ديگرى ملك هوا و هوس است . اما ملك دين ، آنست كه رعيت خود را به ديندارى ترغيب كند و خود بادين‌تر از ايشان باشد . كه مردم را پيروى به اوست و او را لازم است كه موافق احكام شرعيه فرمان دهد . و اما ملك دورى از حرامها آنست كه به كار دين و دنيا قيام كند و مردم را به پيروى شرع و پاس مروّت بدارد و قلم و شمشير جمع كند و هركس را كه پاى بلغزد و از نوشتهاى قلم سربپيچد ، با دم شمشير تيز ، كجيهاى آن را راست كند و عدل در ميان مردم بگسترد . و اما ملك هوا و هوس ، دين ندارد و كارش پيروى هوا و هوس است و از خشم پروردگار نترسد . او را انجام كار بهلاكتست و نهايت سير او بدوزخ است . و حكما گفته‌اند كه : ملك به بسيارى از مردم محتاج است و مردم احتياج به يك تن دارند . و از براى همين است كه بايد ملك ، اخلاق مردم بشناسد تا خلاف مردم را بوفاق رد سازد و فقير ايشان را به احسان بنوازد و مظلوم از ظالم برهاند . و اى ملك ، بدانكه اردشير ، جهان بگرفت و به چهار بخش كرد و بهر بخش ، خاتمى ساخته و نقشى بدان خاتم نوشته بود . خاتم نخستين ، خاتم بحر و شرطه و محاماة بود و درو نباتات نقش كرده بود . و خاتم دوم ، خاتم خراج و برو عمارات نقش كرده بود . و سيمين ، خاتم روزى بود و بر آن فراوانى نقش شده . و چارمين ، خاتم مظلومان بود و برو معدلت نبشته بود . و اين رسم در ميان ملوك فرس پايدار بود تا ظهور اسلام . آنگاه كسرى را پسرى بميان سپاه اندر بود . به او