نمود و رو به وزير كرده ، شركان و لشكر را به دو سپرد و بسوى شهر بازگشت .
شركان ، سپاه را ملاحظه كرد . ده هزار جز تبعه و لحقه حاضر بودند . پس طبل كوچ بزدند و شيپور بدميدند و رايات برافراختند . شركان بفراز اسب كوه پيكر نشسته ، وزير دندان نيز سوار شد . رسولان پيش افتاده ، هميرفتند . شامگاهان در
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 224
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٢٢٤