تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨

له اسمان ، اسم يخفى ، و اسم يعلن ، فامّا الاسم الَّذي يخفى فاحمد ، وامّا الَّذي يعلن فمحمّد » ( 1 ) و ظاهر اين حديث موهم اين است كه اعلان و اظهار اسم آن جناب جايز باشد ، و ليكن حق آن است كه اصلًا دلالتى بر جواز ندارد ، چه مدلول حديث بيش از اين نيست كه فرمودند : آن جناب را دو اسم است ، يكى آن كه مخفى كرده مىشود ، و ديگرى آن كه آشكار مىشود ، امّا اين كه چه وقت آشكار مىشود پس مذكور نيست يمكن مراد اين باشد كه در وقت ظهور اعلان به آن اسم مىشود ، يا اين كه در نزد شيعه ظاهر وآشكار است اگر چه تنطَّق و به زبان آوردن آن حرام باشد . و از آن چه گفتيم معلوم شد كه حق حرمت تسميه ء آن جناب و ذكر آن اسم مستطاب است ، و ظاهر آن است كه حرمت در ذكر آن در نزد غير باشد ، امّا اگر پيش خود كسى ذكر كند حرمت معلوم نيست ، و اگر در بعضى ادعيه باشد از اين بابت خواهد بود ، وامّا منع از ذكر كنيت مبارك آن جناب پس اگر چه صاحب وافى تصريح به منع آن كرده و در روايت نهم مذكور است ، امّا چون به لفظ « لا يكنّى » واقع شده كه اخبار در مقام انشاء است وافاده ء آن از براى حرمت بر حقير معلوم نيست پس حكم به حرمت آن نمىكنم ، و از آن چه در مطاوى كلمات ما مذكور شد سرّ حرمت تسميه هم كه در آخر سؤال است واضح شد . والله اعلم .

هامش
( 1 ) كمال الدين 2 / 653 .