ومخفى نماند كه آن چه را فرموده كه از ساير اخبار مستفاد مىشود آن است كه از راه تقيّه است اشاره است به حديث چهارم ، ودانستى كه آن دلالت بر اطلاق را نمىكند ، وتخصيص مطلقات را نمىدهد ، بلكه چاره ء مصرّحات نمىكند ، و مانع منحصر در تقيّه بر آن حضرت نيست ، بلكه تقيّه بر شيعيان نيز مانع است ، و همچنين استهزاء وسخريّه به ايشان هم چنان كه بعضى از اعداء آل محمّد وملاعين ايشان در قصيده اى كه در استهزاء بر شيعه گفته مىگويد : شعر . ما آن للسرداب أن يلد الذي * سمّيتموه بزعمكم إنساناً تبّا لكم وعلى عقولكم العفا * ثلَّثتم العنقاء والغيلانا ( 1 ) وملعون از حضرت خضر والياس فراموش كرده كه خود آن ملاعين به وجود ايشان قائلند . و مانع كلَّى از تسميه ء آن جناب بغض وعداوت اعداء است نسبت به او ، چه اين سبب سوء ادب ايشان مىشود ، و به اين علَّت تصريح فرموده حضرت امام جعفر صادق ( عليه السّلام ) در منع ذكر على وفاطمه چنانچه در كتاب كافى به سند متّصل از عنبسه منقول است از ابى عبد الله ( عليه السّلام ) كه فرمود : إيّاكم و ذكر علىّ وفاطمة ، فإنّ النّاس ليس شيء ابغض إليهم من ذكر عليّ وفاطمه ، شكَّى نيست كه ذكر جناب صاحب الامر كه قاتل همه ء ايشان ومخرّب دولت ايشان و بيرون آورنده ء خلفاء ايشان است از قبور ، مبغوض است نزد ايشان . بلى چيزى كه موهم جواز ذكر اسم آن جناب مىشود دو حديث است كه در آن
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 96
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٩٦
هامش
( 1 ) سيد بحر العلوم جوابى فرموده كه دو بيتش اينست :
قد آن للسرداب ان يلد الذي * يصليكم بسيوفه نيرانا
أنكرتم المهدىّ اذ لم تسلكوا * سبل الهدى وتبعتم الغيلانا
وملا محمد رضا گلپايگانى جوابى گفته كه دو بيتش اينست :
قد آن للسرداب ان يلد الذي * نطقت به الآثار والتبيانا
فعلى رؤسكم التراب فانكم * أنكرتم الأخبار والقرآنا