تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١

بهترين اهل زمين . وإفراد خبر به جهت وحدت وصىّ است در هر زمان . و با وجود اين احتمال حديث دلالتى بر افضليّت صاحب الامر نخواهد كرد . و همچنين مؤيّد افضليّت آن جناب است حديثى ديگر كه در كتاب كمال الدين از سدير صيرفى مروى است كه گفت : من ومفضّل بن عمر وأبو بصير وأبان بن تغلب بر حضرت صادق ( عليه السّلام ) داخل شديم ، ديديم او بر خاك نشسته وپلاسى آستين كوتاه پوشيده « و هو يبكى بكاء الواله الثكلى ذات الكبد الحرى ، قد نال الحزن من وجنتيه وشاع التغيير في عارضيه ، وأبلى الدموع محجريه وهو يقول : سيّدي غيبتك نفت رقادي وضيّقت علىّ مهادي ، وابتزّت منّي راحة فؤادى ، سيّدي غيبتك أوصلت مصابي بفجائع الابد وفقد الواحد بعد الواحد ، يغنى الجمع والعدد إلى أن قال : قال سدير : فاستطارت عقولنا ولهاً وتصدّعت قلوبنا جزعاً من ذلك الخطب الهائل والحادث الغائل إلى أن قال : فقلنا : لا أبكى الله يا بن خير الورى عينيك من أيّة حادثة تستنزف دمعتك » . ( 1 ) تا اين كه بيان مىفرمايد اين فزع از طول غيبت قائم ما است ، و محل مطلوب عبارت « سيدى » است كه ظاهراً دالّ بر افضليّت است ، و ليكن بسيار مىشود كه آدمى به مساوى خود اين گونه خطابات را مىكند ، خصوصاً در صورت شوق بسيار به ملاقات او . خلاصه آن كه احاديث در خصوص اين مطلب مختلفند ، و به اين جهت حكمى نمىتوان كرد ، بلكه اگر مختلف هم نباشد حكم مشكل است ، زيرا كه اخبار متواتره يا مفيده ء علم در اين مقام نيست ، بلكه منحصر است به اخبار آحاد ، و از اخبار آحاد امثال اين مطالب را اثبات كردن مشكل است ، زيرا كه فقهاى اولى البراعه بعد از زحمت ومشقّت بسيار ، زياده از حجّيت اين اخبار را در احكام تكليفيّه اثبات نكرده اند ، وامّا در امثال اين مسائل حجّيت آنها دليلى ندارد ، بلى اگر خبر بىمعارض باشد ومفيد ظنّ باشد مىتوان گفت : مظنون اين است ، امّا حكم نمىتوان كرد .

هامش
( 1 ) كمال الدين 2 / 353 .