تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
پستان او باشد وطفلى آن را بخورد موجب نشر حرمت نمىشود . شرط چهارم : آن كه از قدر معيّنى كمتر شير نخورده باشد ، كه اگر از آن مقدار كمتر طفلى شير زنى را بخورد باعث حرمت نمىشود ، وتعيين آن مقدار به يكى از سه چيز است : اوّل : يك شبانه روز شير خوردن به اين نحو كه در ظرف يك شبانه روز هر وقت خواهش شير كند از آن بخورد تا سير شود وپستان را خود از دهن بگذارد ، ومراد از شبانه روز از غروب آفتاب تا غروب آفتاب ، يا طلوع صبح تا طلوع صبح است كه لا اقلّ در اين مدّت شير آن زن را بخورد به نحو مذكور و شير ديگرى را نخورد ، و هر گاه از ظهر روزى تا ظهر روز ديگر ، يا نصف شب تا نصف شب ديگر كه يك شب متّصل و يك روز متّصل نباشد شير بخورد در آن اشكال است ، و احتياط اولى است . دوّم : ده شير پى در پى از آن زن خوردن بنا بر اقوى ، و بعضى پانزده شير گفته اند ، وابن جنيد يك شير تعيين نموده ، و اقوى ده شير است . سوّم : آن كه آن طفل آن قدر شير آن زن را بخورد كه از آن شير گوشت از براى او برويد واستخوان او محكم شود ، و بايد علم به اين مطلب حاصل شود ومحض مظنّه كافى نيست اگر چه آن مظنّه از قول يك طبيب حاذق ، بلكه دو طبيب هم باشد ، و چون حصول اين علم در كمتر از يك شبانه روز يا ده شير پى در پى در غايت اشكال است ثمره ء اين تعيين كم ظاهر مىشود . و از جمله مواضعى كه ثمره ء آن ظاهر مىشود ، در صورتى است كه طفل در چندين روز غذاى او منحصر باشد در آن شير ، در نهايت ده عدد شير كه سير خورَد و دست از پستان بردارد اتّفاق نيفتاده باشد ، و همچنين در يك شبانه روز يا بيشتر به اين نحو نخورده باشد ، بلكه مثلًا سيصد مرتبه شير خورده باشد ، امّا هيچ يك به نحو مذكور نباشد . شرط پنجم : آن كه آن طفل كه شير مىخورد سنّ او از دو سال هلالى تجاوز نكرده باشد ، يعنى مجموع ده شير يا يك شبانه روز را در پيش از گذشتن دو سال بخورد ، و شرط نيست كه از زاييدن آن زن هم دو سال نگذشته باشد .