من أذاع فاحشةً كان كمبتدئها » . ( 1 ) وبالجمله اخبار در اين خصوص بسيار و يقين حاصل است كه هر گاه كسى تتبّع نكند ، ومذاهب ديگران را تجسّس نكند ، و بعد از ظهورهم در صدد اظهار و نشر آن نباشد ، و در صورت علم هم زبان به تكفير نگشايد ، و همين قدر اعتقاد كند كه هر كه منكر ضرورى دين باشد بعد از دانستن ضروريّت آن كافر است ، و در خصوص شخص معيّنى سخن نگويد ، مطلقاً مؤاخذه بر او نخواهد بود ، و در صورت تجسّس و اظهار وتكفير لا اقلّ احتمال مؤاخذه مىرود . وچگونه عاقل متديّن چيزى كه احتمال مؤاخذه در آن نيست ترك مىكند ومرتكب امرى مىشود كه در آن احتمال و بلكه ظنّ مؤاخذه هست ؟ وامّا مرفوعه ء محمّد بن جمهور قمى از حضرت پيغمبر ( صلَّى الله عليه وآله ) كه حضرت فرمودند : « إذا ظهرت البدع في أمّتي فعلى العالم أن يظهر علمه . . » ( 2 ) دلالت بر جواز تكفير منكر ضرورى ندارد ، زيرا كه در غير صور اربعه كه حكم به تكفير شد اوّلًا مبتدع بودن منكر ممنوع است ، و بر فرض اين كه مبتدع باشد حديث مزبور دلالت بر جواز تكفير ندارد ، بلكه مدلول حديث بيش از اين را نمىرساند كه عالم بايد بدعت بودن آن حكم را ظاهر سازد ، و اين كه آيا شخص منكر كافر است يا مسلم ، از حديث نمىرسد . و همچنين حديث داود بن سرحان از ابى عبد الله ( عليه السّلام ) كه فرمودند : « إذا رأيتم اهل الريب والبدع من بعدى فاظهروا البراءة عنهم وأكثروا من سبّهم والقول فيهم . . » ( 3 ) الحديث در وقتى سند مىشود كه بدعت بودن آن امر معلوم باشد ، ونيز معلوم باشد كه شخص منكر يكى از اقسام اربعه است كه حكم به كفر آنها شد و بدون علم به حال منكر كه آيا از كدام قسم از مذكوره است پس مستند حكم به تكفير نمىشود . والسلام على من اتّبع الهدى . تمّت الرسالة ، والصّلاة على خاتم الرسالة .
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 355
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٣٥٥
هامش
( 1 ) كافى 2 / 356 .
( 2 ) كافى 1 / 54 با مختصر تفاوت .
( 3 ) كافى 2 / 375 .