تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥

والأنصار من كان تلا عليه آية التّحريم فليشهد عليه ، ففعلوا ذلك و لم يشهد عليه احد بأنّه قرأ عليه آية التّحريم ، فخلَّى عنه ، وقال له : إن شربت بعدها أقمنا عليك الحدّ . ( 1 ) پس اگر كسى بگويد : آن چه را شيخ اجل محمّد بن يعقوب كلينى در كافى از سليم بن قيس از حضرت امير المؤمنين ( عليه السّلام ) روايت نموده است كه حضرت فرمود : « أدنى ما يكون العبد به كافراً من زعم أنّ شيئاً نهى الله تعالى عنه أنّ الله تعالى أمر به ونصبه ديناً يتولَّى عليه ويزعم أنّه ليعبد الَّذي أمره به ، وإنّما يعبد الشيطان » ( 2 ) دلالت مىكند بر اين كه هر كه چيزى را خلاف واقع اعتقاد كند از امور شرعيّه كافر است ، خواه ضرورى دين باشد يا نه ، و از اين حكم غير ضروريّات بيرون رفت به اجماع وادلَّه ء خارجه پس منكر هر نوع از ضرورى انكار او به هر نوع كه بوده باشد كافر است ، و اين منافى تفصيلى است كه مذكور شد . وخلاصه آن است كه مقتضاى اين حديث آن است كه هر كه معتقد خلاف شرعى به هر نوعى كه بوده باشد كافر است ، آن چه به دليل بيرون رود از عموم حديث عدم كفر آن قبول است ، وتتمّه داخل مىماند . جواب گوييم كه : شكَّى نيست كه هر كه نداند كه چيزى را خدا از او نهى كرده است بر او چيزى نيست ، اگر چه فى الواقع منهى عنه باشد ، هم چنان كه اجماعى علما ست و آيات و اخبار بسيار بر آن دلالت مىكند ، پس يقيناً معنى حديث آن است كه : من زعم أنّ شيئاً معلوماً نهاه سبحانه عنه أنّ الله أمره الخ يكون كافراً . وشكَّى نيست كه زعم به معنى اعتقاد به مأمور به بودن شيء با عالم بودن به منهىّ عنه بودن جمع نمىشود ، پس لا محاله زعم به معنى « أخبر » و « قال » است ، هم چنان كه مجمع البحرين و غير آن از كتب لغت به اين معنى ذكر كرده اند ، ومفسّرين « زعمت » در قول خداى تعالى از « تسقط السّماء كما زعمت علينا كسفاً » ( 3 ) را به « أخبرت » تفسير كرده اند . پس معنى حديث والله سبحانه وامناؤه أعلم - اين مىشود كه هر كه بداند كه خداوند

هامش
( 1 ) تلخيص وسائل الشيعة 15 / 267 به نقل از كافى 216 وتهذيب 10 / 94 .
( 2 ) كافى 2 / 415 .
( 3 ) اسراء : 92 .