وكافرى كه از اهل قبله باشد نيز بر دو قسم است :
اوّل : طوايفى كه بخصوصهم كفر ايشان منصوص و از صاحب شريعت مقدّسه رسيده ، و اسم خاصّى دارند ، مانند نواصب وخوارج وغلاة ، دوّم : كسى كه بخصوصه منصوص نيست و اسم خاص ندارد ، و آن بر دو قسم است :
اوّل : كسى است كه متكلَّم به سبّ يا ناسزايى نسبت به خدا يا نبى ( صلَّى الله عليه وآله ) يا يكى از اهل بيت ( عليهم السّلام ) شود به تفصيلى كه در مقام خود مذكور است .
دوم : كسى است كه منكر ضرورى دين ثابت با شرايطى كه مذكور خواهد شد بشود ، و اين واضح است كه ما نحن فيه از قبيل غير قسم آخر نيست .
پس هر گاه بعضى از علماى مذكورين را كه تكفير مىكنند كافر باشند از افراد قسم آخر خواهند بود ، يعنى به اعتبار اين كه انكار ضرورى دين را نموده ، و كافر بودن منكر ضرورى دين في الجمله تشكيكى ندارد واجماعى است ، و ليكن حكم به اين كه فلان شخص چون انكار امرى را نموده كافر شده يا نه ؟ موقوف است به بيان و تحقيق چندين چيز .
اوّل : بيان ضرورى دين .
دوّم : بيان اين كه منكر ضرورى دين چرا كافر است .
سوّم : بيان اين كه چه نوع انكارى موجب تكفير مىشود .
چهارم : بيان اين كه مستند حكم به كفر شخصى معيّن آيا بايد چه باشد و به چه نوع بايد ثابت شود .
امّا در بيان مطلب اوّل ، يعنى ضرورى دين مىگوييم : ضرورى دين عبارت است از چيزى كه به حدّ بداهت رسيده باشد ثبوت آن از صاحب دين ، و اين بر دو قسم است ، ضرورى خاصّ وضرورى عامّ ، ضرورى خاصّ آن است كه ثبوت آن از صاحب دين بديهى باشد از براى شخصى خاصّ ، نه هر كس از اهل آن دين ، وضرورى عامّ آن است كه بديهى باشد از براى هر كه داخل در آن دين باشد ، و از آداب وشرايع اهل آن دين استحضار واطلاع به هم رسانيده و با ايشان معاشرت ومخالطت نمايد كه اين امر از صاحب دين است .
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 336
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٣٣٦