در يمين عرش پروردگار است ، و روح مقدّس او به عرش آويخته ومىگويد : « يا ربّ أنجز لي ما وعدتنى » خداوندا برسان از براى من آن چه به من وعده فرمودى . ( 1 ) ومخفى نماند كه اثبات مطالب مذكوره به اين دليلها در غايت اشكال است ، چه دلالت آنها ناتمام است . امّا دليل اوّل قول اوّل : به جهت اين كه ملاقات خاتم الانبياء ساير انبياء را در آسمانها دلالت نمىكند بر آن كه آنجا مأوى ومقرّ ايشان بوده ، چه ممكن است كه در آن وقت به استقبال حضرت خاتم الانبياء يا به جهت ديگر از بهشت عدن به آنجا نزول اجلال فرموده باشند ، وتفاوت مقامات ايشان در هر آسمانى به جهت تفاوت مراتب ايشان در بهشت بوده ، هم چنان كه در اكثر احاديث معراج ملاقات ايشان ، ابتدا در بيت المقدس وارد شده ، و همچنين در حديث بساط و بعضى احاديث ديگر ملاقات حضرت امير المؤمنين با بعضى انبياء در زمين اتّفاق افتاده ، بلكه ملاقات ساير ائمّه هم با بعضى از ايشان در احاديث در زمين رسيده . وامّا دليل دوّم قول اوّل : به جهت آن كه به مجرّد همين دو حديث كه مفيد علم نيستند اثبات مطلب اعتقاديّه كردن مشكل است وثبوت حجيّت آنها در مقام عمل به تكليف ، دخلى به اين مقام ندارد ، خصوصاً با وجود اختلاف آنها ، چه در اوّل زياده از سه روز رسيده ، و در دوّم زياده از چهل ، با وجود آن كه در خبر دوّم تصريح به رفع به آسمان نشده ، پس ممكن است كه رفع به بهشت شود ، بلكه حديث اوّل هم كه در آن تصريح به رفع به آسمان شده دلالت نمىكند بر اين كه در آنجا قرار مىگيرد ، چه ممكن است كه از آنجا به بهشت خلد رود ، و چون آن بهشت فوق آسمانها است جايز است گفتن كه به آسمان رفع مىشود . علاوه بر اينها اين كه اين دو خبر منافات دارد با اخبار متكثّره كه دلالت مىكند بر بقاى ابدان مطهّره ء ايشان در زمين ، مثل اخبار نقل عظام يوسف ، و در بعضى آثار وارد شده كه قبر مقدّس حضرت ابا عبد الله را شكافتند وجسد منوّر او را در آنجا يافتند ، ونيز
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 253
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٢٥٣
هامش
( 1 ) بحار 27 / 300 نقل از كامل الزيارات 329 .