دوّم : آن كه در وقتى كه خداوند عالم آدم را آفريد و هر گاه فرض شود كه آدم عرض مىكرد كه : آيا يكى از ذريّه من كه نوح است مثلًا به چه هيئت و صورت خواهد بود ، وعمر او چقدر خواهد بود ؟ آيا جواب خواهد فرمود كه : نمىدانم ؟ و اين نسبت جهل است ، ومعتقد اين فاسد العقيده است ، و يا جواب خواهد گفت : مىدانم والعياذ بالله دروغ گفته خواهد بود ؟ يا خواهد گفت : مىدانم وراست گفته خواهد بود ؟ و همچنين قبل از آدم اگر فرض شود ملائكه از هيئت و صورت آدم سؤال مىكردند . وجه سوّم : اين كه از جمله ء بديهيّات است كه هر علمى كمال ، وفاقد آن ناقص است ، پس چنانچه خداوند عالم ، قبل از ايجاد اشياء علم به آنها نداشته باشد ، در آن وقت ناقص خواهد بود ، وتوهّم اين كه اين علم كمال نيست تا فقد آن نقص باشد خلاف بديهى است ، و حال اين كه اگر كمال نباشد پس بعد از ايجاد هم به چه جهت از براى خدا ثابت مىكنى ، وچرا صفتى كه كمال نباشد در ساحت كبرياء راه مىدهى ، پس اعتقاد به اين كه خدا عالم به اشياء قبل از وجود آنها نبود شرعاً وعقلًا باطل ، ومعتقد به آن فاسد العقيده است . وأمّا آن چه در سؤال مذكور نموده كه چيزى نبود تا خدا علم داشته باشد ، و اگر خدا علم به آنها داشته باشد لازم مىآيد اعيان ثابته ، پس اوّلًا از او پرسيده مىشود كه چه مىگويى در آن چه خدا خبر داد به ملائكه از خلق آدم كه : * ( إِنِّي جاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً ) * و ملائكه عرض كردند : * ( أَتَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها ويَسْفِكُ الدِّماءَ ) * وخداى تعالى فرمود : * ( إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ ) * . ( 1 ) و از آن چه خبر داد به آدم از احوال ذريّه ء او واعمال هر يك . وخبر داد به ابراهيم از احوال پيغمبر آخر الزمان و اولاد طاهرين او . و آن چه خبر دادند ساير پيغمبران از احوال آينده .
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 229
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٢٢٩
هامش
( 1 ) بقره : 30 .