القاطعة على نفيها . انتهى كلامه ، رفع مقامه . ( 1 ) ووالد ماجد حقير عليه الرحمة در كتاب جامع الافكار فرموده : ما ذهب اليه أهل الحقّ أنّ الواجب تعالى عالم بجميع الاشياء قبل إيجادها وبعده من غير تفاوت وعلمه السابق على الاشياء والمقارن معه ، بل علمه بجميع الأشياء في جميع الاوقات على نحو واحد . ( 2 ) بلكه احدى از حكماء ومتكلَّمين اهل اسلام نيز چنين سخنى نگفته ، بلكه همه ء ايشان خداوند سبحانه را عالم به جميع اشياء پيش از وجود آنها مىدانند ، چه كليّات و چه جزئيّات . وامّا آن چه محدّث مجلسى از جمهور حكماء نقل فرموده كه نفى علم خدا به جزئيّات را مىكنند ، مراد نفى علم با وصف جزئيّت و بر وجه جزئيّت است ، نه اين كه مراد نفى علم به جزئيّات مطلقاً باشد ، زيرا كه جمهور حكماء نيز قائل به علم خدا ازلًا وابداً به جزئيّات هستند من جهة الهيئة والصورة والحقيقة واللوازم والآثار ، و ليكن مىگويند : علم او به همه ء اينها بر وجه كليّت است نه بر وجه جزئيّت ، و اگر آن چه از هشام بن الحكم نيز نقل شده صدق باشد دور نيست مراد او نيز اين معنى باشد . و اين معنى غير از اين است كه در سؤال مذكور است ، چه بنا بر اين علم خدا از ازل نيز محيط بر همه ء اشياء وهيئت و صورت آنها خواهد بود . امّا بر وجه كلَّى كه علم حصولى باشد توضيح اين مطلب آن است كه غير از شاذّى از زنادقه ء ملاحده ء از قدماء فلاسفه كه در پيش از اسلام بوده اند كه ايشان نفى علم خدا را كرده اند تتمّه ء ديگر بأجمعهم خداوند عالم را ازلًا وأبداً عالم به جميع اشياء از ممكنات كليّه وجزئيّه قديمه بنا بر مذهب ايشان وحادثه مىدانند ، واحدى انكار علم او را در هيچ وقت به هيچ چيز نكردى . بلى در كيفيّت علم بارى تعالى به اشياء پيش از وجود آنها اختلاف نموده اند به اقوال متكثّره ، پس بعضى قائل شده اند كه عالم است به آنها به علم حصولى كه علم بر وجه كلَّى است ، و اين مذهب جمهور مشائين وشيخ أبو على سينا وخواجه نصير طوسى است ، و
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 223
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٢٢٣
هامش
( 1 ) بحار 4 / 87 .
( 2 ) جامع الافكار در دست چاپ است .