تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠

ليكن بعضى از فروع وجزئيات مسأله ء علم مىتواند بر بعضى از عوام بلكه خواص مشتبه شود ، ونقص در آن از غير نقص فرق نكند ، و بدون تتّبع تام به ضرورى بودن آن بر نخورد ، خصوصاً اگر چندان غورى ( 1 ) در احاديث اهل عصمت و كلمات علماى شريعت نداشته باشد ، و وقت خود را در كتب حكميّه تضييع نموده باشد ، در اين صورت بسا باشد به نقص بسيارى از فروع وشعب مسائل علم الهى بر نخورد ، وسخنى بگويد ، در اين وقت وظيفه ء عالم مشفق آن است كه به طريق مهربانى وشفقت راه فساد عقيده را از براى او مبيّن نمايد ، وابتداء امر حكم به كفر نكند ، بلكه او را به لزوم نقص يا ضرورت دين آگاه سازد ، اگر بعد از برخوردن ، از عقيده راجع نشد مستحق تكفير است ، و اگر راجع شد شكر كند كه يكى از بندگان خدا را ارشاد و به حق هدايت نمود . وفّقنا الله وايّاكم لاتّباع الهدى ومجانبة الغواية والردى . كتبه الأذلّ الأحقر أحمد بن محمد مهدى بن أبي ذر النراقي بصّره الله بعيوب نفسه في شهر رجب المرجّب سنة 1237 .

هامش
( 1 ) در اصل : قدرى .