تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧

آن چه خود وصف خود را فرموده ، و از تعدّى وتجاوز از آن چه در قرآن و اخبار سادات انس وجانّ در صفات الهيّه وارد شده ، پس بعد از اعتقاد به اين كه همه ء اشياء ازلًا وابداً معلوم خدا بودند ، چه لازم كه گفتگو شود كه چگونه عالم بود و به چه نحو در علم او بودند ؟ . ممكن است به نوعى باشد كه اصلًا عقول ما راه به درك آن نداشته باشد يا همه ء عقول را راه به درك آن نباشد ، و دور نيست كه كسانى كه دل را از علايق دنيويّه كنده ونفس را از خبائث نفسانيّه پاك ساخته ، بدن را در عبادت گداخته ، وعبادت را قرين خود ساخته ، و به نور قرآن و احاديث طلب هدايت ورشاد نموده باشند توانند از آن چه در كلمات ائمه انام ( عليهم السّلام ) وارد شده اشاره ء اجماليه به نحو علم الهى استنباط كنند . مثل آن چه در صحيحه ء ابن اذينه وارد شده كه حضرت صادق ( عليه السّلام ) فرمود : « و هو بكلّ شيء محيط بالاشراف » . ( 1 ) و در خطبه ء حضرت امير المؤمنين ( عليه السّلام ) مذكور شده كه : « و هو المشاهد لجميع الأماكن بلا انتقال إليها » ( 2 ) و در روايت يعقوب بن جعفر جعفرى از حضرت ابى ابراهيم ( عليه السّلام ) منقول است كه فرمود : « انّما منظره في القرب والبعد سواء ، لم يبعد منه قريب ، و لم يقرب منه بعيد » . ( 3 ) و در صحيحه ء بجلى وارد است كه : « فليس شيء أقرب اليه من شيء و لم يبعد منه بعيد ، و لم يقرب منه قريب » . ( 4 ) و در روايت ابى بصير است كه : « و لا كان خلواً من الملك قبل إنشائه ، ولا يكون منه خلواً بعد ذهابه » . ( 5 )

هامش
( 1 ) كافى 1 / 127 .
( 2 ) كافى 1 / 242 .
( 3 ) كافى 1 / 125 .
( 4 ) كافى 1 / 128 .
( 5 ) كافى 1 / 89 .
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 217 | ملا أحمد النراقي