تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
وائمّه ء انام ( عليهم السّلام ) وعلماى اعلام شكر الله مساعيهم الجميلة معانى صحيحه از براى اين فقرات بيان فرموده اند ، ومحامل مستقيمه از براى آنها ذكر نموده اند ، لهذا چون اين عبارات در ادعيه و احاديث وارد شده متكلَّم به آنها را نمىتوان فاسد العقيده گفت ، چرا [ كه ] اراده ء معنى كه از براى آنها در احاديث رسيده است محتمل است . بلى اگر كسى تصريح كند و بگويد : موجد وخالق افعال شر از قبيل قتل امام حسين ( عليه السّلام ) واسارت اهل بيت او ، وشرك وكفر وسرقت و زنا و لواط ، خداست واو اينها را كرد ، و فعل خداست نه بنده ، وعبد را در آن تأثير نيست ، و در آن مجبور ومضطر است ، در آن وقت حكم به فساد عقيده آن مىشود البته . ونظير اين آن است كه در آيات و اخبار اطلاق يد الله بسيار شده ، لهذا اگر كسى بگويد : دست خدا بالاى دستها است ، يا دست خدا فلان را بر زمين زد ، حكم نمىكنيم به فساد عقيده ء آن ومجسّمه بودن آن ، مگر هر گاه عبارتى بگويد كه قابل معنى صحيح نباشد ، مثل اين كه بگويد : خدا را العياذ بالله دستى است چون دست انسان از گوشت واستخوان ، وامّا بيان معانى اين فقرات پس اين موضع گنجايش آن را ندارد ، و در محلى ديگر بيان كرده ايم . وامّا جواب از سؤال پنجم : آن كه لازم نيست ضرورى بودن هر ضرورى دين در هر حال بر هر كس ، ملاحظه كن كلام فقها را در بسيارى از مسائل كه ادعاى ضرورت مذهب يا دين در آنها مىنمايند ، و بعضى از علما در آن مسأله خلاف كرده اند ، پس نزد مدعى ضرورى ، ضرورى است ، ونزد مخالف ضرورى نيست ، و از اين جهت است كه ضرورى را بر دو قسم نموده اند : ضرورى خاص ، وضرورى عام ، ضرورى خاص آن است كه ثبوت آن از صاحب دين بديهى باشد از براى شخص خاصّى ، نه هر كس از اهل دين ، وضرورى عام آن است كه بديهى باشد از براى هر كه داخل در آن دين باشد ، و از آداب وشرايع اهل آن دين استحضار به هم رسانيده و با ايشان معاشرت ومخالطت نمايد كه اين امر از صاحب آن دين است . ومراد از ضرورى دين كه مطلقاً ذكر مىكنند معنى دوم است ، و علامت آن ، آن
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 215 | ملا أحمد النراقي