قال الله سبحانه : * ( ولا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِه ِ ) * . ( 1 ) سبحان الله ! طايفه اى خود تصريح مىكنند كه علم خدا عين ذات است ، هم چنان كه اخبار نيز به آن ناطق وعقل بر آن قاطع است : « قال أبو عبد الله ( عليه السّلام ) : لم يزل الله تعالى ربّنا والعلم ذاته » . ( 2 ) وذات خداوند سبحانه [ مجهول ( 3 ) الكنه ، ووصول به كنه آن محال ، پس چگونه مىخواهى به كنه علم برسى وحقيقت آن را بدانى ؟ و چه هرزه درآيى ( 4 ) مىكنى و حال اين كه مىگويى : عين ذات است ؟ اگر گويى : خدا را دو علم است ، يكى علم ذات ، و ديگرى غير ذات ، گوييم : اى مسكين بىچاره آن علمى كه عين ذات است آيا به آن احاطه كرده وحقيقت آن را فهميده اى يا نه ؟ اگر گويى : فهميده ام ، غلط گفتى ، چه فهم ذات محال ، و اگر گويى : نفهميده ام واحاطه نكرده ام پس چه مىدانى كه دو علم دارد ؟ بلكه آن يك مجهول الكنه محيط به جميع اشياء كائنه ء ازليّه وابديّه ء كليّه وجزئيّه باشد . پس ديگر چه علمى خواهد بود ؟ كه بايد دو علم ثابت كرد . يك بىچاره مىگويد : علم خدا حصولى است ، پس متحيّر مىشود كه آيا در محلّ حاصل است ، و به اين طرف و آن طرف مىزند ، و از ضلالتى به ضلالتى مىگريزد . و ديگرى مىگويد : حضورى است ، پس سرگردان مىشود كه در چه محضر حاضر است ، و از وادى به وادييى مىجهد ، ومسكين نمىداند علم انسانى هر گاه محض به حصولى يا حضورى باشد ، چرا بايد علم خدا نيز چنين باشد ، گاه است نه حصولى باشد ، نه حضورى ، و اگر يكى از اينها باشد نه به نحوى باشد كه متصوّر ما ضعفاء العقول است . ما للتراب وربّ الارباب ؟ و بعد از اين مرحله مىگوييم
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 210
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٢١٠
هامش
( 1 ) بقره : 255 .
( 2 ) ] كافى 1 / 107 .
( 3 ) در نسخه جاى يك كلمه خالى است .
( 4 ) هرزه دراى ياوه گوى .