تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩

امّا اين كه آيا علم او به چه نوع بوده و هست ، و به چه كيفيّت است ، آيا حصولى است يا حضورى ، دو علم است يا يك علم ، وكيفيّت آن به چه نحو است ؟ پس اصلًا ومطلقاً بر احدى دانستن آن لازم نيست ، وتفكَّر در آن واجب نه . وآيا به كدام دليل تكليف خود را ثابت كرده اى به اين كه بايد كيفيّت علم الهى را بدانى و از آن گفتگو كنى ؟ بلكه نهى از تفكَّر در آن شده ، وگفتگوى در آن خلاف تكليف است . نمىبينى خداى تعالى مىفرمايد : * ( ولا تَقُولُوا عَلَى الله إِلَّا الْحَقَّ ) * ( 1 ) ومىفرمايد : * ( فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ ) * ( 2 ) از كجا دانستى كه آن چه عقل ناقص تو ادراك كرد در صفات خدا حق است تا آن را اثبات كنى ؟ حضرت امام همام موسى بن جعفر ( عليه السّلام ) به حكيم نوشت : « انّ الله تعالى أعلى وأجلّ وأعظم من أن يبلغ كنه صفته ، فصفوه بما وصف به نفسه ، وكفّوا عمّا سوى ذلك » . ( 3 ) و در روايت مفضل فرمود بعد از سؤال از چيزى از صفت خدا : « لا تجاوز ما في القرآن » ، ( 4 ) و حضرت سيّد أولياء فرمود : « عليك يا عبد الله بما دلَّك عليه القرآن » ، ( 5 ) و حضرت صادق ( عليه السّلام ) به عبد الرحيم قصير فرمود بعد از آن كه از صفت خدا سؤال نمود : « و لا تعد القرآن ، فتضلّ بعد البيان » . ( 6 ) آيا در كجا ديده اى از آيات قرآنيّه و احاديث معصوميّه كه كيفيّت علم خدا را بيان نموده باشند كه تو در صدد تحقيق آن بر آمده اى ، و حال اين كه علاوه بر منهى عنه بودن دانستن كيفيّت آن ممكن نيست .

هامش
( 1 ) نساء : 171 .
( 2 ) يونس : 32 .
( 3 ) كافى 1 / 102 در بحار 3 / 265 از محاسن برقى از فضل نه مفضل .
( 4 ) كافى 1 / 102 .
( 5 ) بحار 3 / 257 به نقل از تفسير عياشى .
( 6 ) بحار 3 / 261 به نقل از توحيد .