مكانهاى خود مىدانست در ازل ، و هيچ چيز در هيچ وقت بر او مخفى نبود ونخواهد بود ، وعلم حق سبحانه أزلًا وابداً محيط به همه ء چيزها است ، و قبل از خلق اشياء و بعد از خلق اشياء وحين خلق اشياء علمش يكى است وتبدّلى وتغيّرى در عملش دست به هم نمىدهد اصلًا ، بلى تغيّر در معلومات است نه در علم ، وعلم الهى عين ذات مقدّس اوست ، ولهذا حقيقت او را نمىتوان يافت آيا اين كلام واعتقاد صحيح است يا نه ؟ وبيان فرماييد كه هر گاه كسى بگويد كه : الله تعالى قبل از ايجاد اشياء ووجود اشياء علم به موجود بودن آنها نداشته ، چنانچه سيّد مرتضى و ديگران از علماى اعلام در تفسير آيه ء شريفهء : * ( ولَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدِينَ مِنْكُمْ . . ) * ( 1 ) گفته اند كه : إنّ قبل وجود الجهاد لا يعلم الجهاد موجوداً ، وإنّما يعلم كذلك بعد حصوله ، آيا اين كلام موجب خروج او مىشود از اسلام يا نه ؟ وبيان فرماييد كه هر گاه كسى بگويد : كه خدا را دو علم است ، يكى قديم ، و آن عين ذات مقدّس اوست ، و يكى حادث ، و آن علمى است كه خداى تعالى به رسول وائمّه عطاء فرموده ، وايشان خزنه ء آنند [ و ] در كتاب است چنانچه ائمّه خود مىفرمايند : نحن خزنة علم الله ، و در زيارت جامعه است : « و خزّان العلم » وخداى تعالى در قرآن مجيد حكايةً عن موسى وفرعون فرموده : * ( فَما بالُ الْقُرُونِ الأُولى قالَ عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي فِي كِتابٍ لا يَضِلُّ رَبِّي ولا يَنْسى ) * ( 2 ) ، و پر واضح است كه مراد از اين علم ذاتى نيست ، چه آن عين ذات است ومحال است كه ائمّه خزنه ء ذات باشند ، وذات در ايشان قرار گيرد ، و همچنين در كتاب حلول كند ، آيا اين اعتقاد هم صحيح است يا نه ؟ وبيان فرماييد كه : هر گاه كسى فتوى دهد به اين كه خالق وموجد خير وشر مطلقاً ، چه افعال عباد و چه غيره ، و چه از زنا و لواط وظلم ، و چه نماز و روزه خداى تعالى است ، و فرق است ميان فعل و خلق ، همين فعل از بنده است ، وخالق وموجد آن خداست ، آيا مفتى از مذهب خارج مىشود يا نه ؟
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 206
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٢٠٦
هامش
( 1 ) محمد ( صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم ) : 31 .
( 2 ) طه : 52 .