تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣

روايت كرده اند ، ( 1 ) و بنا بر اين معنى اين خواهد بود كه ما امانت دارى وقبول امانات را به أجرام مذكوره عرض كرديم ، ايشان از تحمّل آن امتناع نمودند ، و انسان آن را قبول كرد وودايع وامانات را به خود گرفت ، به درستى كه او ظلم به خود كرد ، به جهت اين كه محافظت امانت امرى است صعب ومشكل ، و تا آن را به صاحب آن ردّ ننمايد بارى عظيم بر دل او هست ، وجاهل بود به غايله ومشقّت آن . وجه دهم : آن كه مراد از امانت روح مجرّد باشد كه از عالم امر پروردگار است وزاده ء عالم قدس است ، ومراد از انسان همان بدن عنصرى وقالب جسمانى آن باشد ، يعنى ما عرض كرديم به اجرام مذكوره امانت روح را كه به آنها تعلَّق گيرد ، و آنها آلت استكمال روح گردند ، همگى ابا نمودند ، وقالب انسانى ، آن را قبول كرد ، و آن ظلم نمود بر روح ، وجاهل به مرتبه ء آن بود ، چه قدر آن را نشناخت واستكمال آن را چنانچه بايد وشايد نكرد و آن را از بهجت دائمى محروم نمود ، بلكه بر خود نيز ظلم كرد كه به واسطه ء تقصير در تكميل روح خود نيز به مشقّت وعذاب مبتلا شد . وجه يازدهم : آن كه مراد از امانت عهدى است كه خداى تعالى از آن خبر داده كه : * ( أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ ) * ( 2 ) و بنا بر اين مراد اين خواهد بود كه ما همين عهد را بر اجرام مذكوره عرض كرديم وايشان از اين تعهّد ابا نمودند وعاجز وبىچاره نمودند ( 3 ) وگفتند : ما كجا و عهد با پروردگار كجا ، اگر از عبادت شيطان محفوظ مانيم از توفيق خداست ، و انسان متعهّد اين مرحله گرديد ، و به جهت عدم وفاى به عهد ، به خود ظلم كرد ، يا به آن عهد ظلم نمود وجاهل بود به اين كه از عهده ء عهد خود بر نخواهد آمد . وجه دوازدهم : آن كه مراد از امانت خلافت الهيّه باشد ، كه به اين اشاره فرموده اند كه :

هامش
( 1 ) نور الثقلين 4 / 312 و 313 به نقل از كافى وتهذيب .
( 2 ) يس : 60 .
( 3 ) - ( كذا ) .