تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢

مىشد از تحمّل آن امتناع مىكردند و از آن وحشت مىنمودند ، و انسان با وجود ضعف بنيه وسستى قوا آن را متحمّل شد ، و به تحقيق كه آن ظالم بود به جهت كوتاهى نمودن در اداى حقّ آن ، وجاهل بود به سوء عاقبت تقصير وكوتاهى خود . وجه هشتم : آن چه بعضى ذكر كرده اند ، مثل فاضل طريحى در مجمع البحرين ، وفاضل محدّث ملَّا محمّد باقر مجلسى وغيرهما ، و آن اين است كه مراد از امانت مطلق اطاعت باشد ، خواه طبيعى وخواه ارادى ، ومراد از عرض استدعاى آن باشد كه اعمّ از طلب فعل است از مختار ، واراده ء صدور آن از غير مختار ، ومراد از اداء امانت وفاى آن وردّ به صاحبش باشد ، ومراد از حمل آن نگاه داشتن آن واداء نكردن آن باشد ، و از اين است كه كسى را كه امانت را به صاحبش رد نكند [ و ] خود را بريء الذمّه نسازد مىگويند : فلان حامل الامانة ومحملها ، ومراد از ظلم وجهالت خيانت وتقصير در آن است ، وغفلت از غائله آن . ( 1 ) و بعضى از علما گفته است كه : چون خداى تعالى اين اجرام علويّه وسفليّه را خلق نمود در آنها فهم وادراكى آفريد و به ايشان فرمود كه : من فرايضى چند واجب كرده ام ، وبهشتى خلق كرده ام از براى هر كه اطاعت مرا كند در آنها ، وآتشى از براى هر كه نافرمانى وعصيان كند ، ايشان گفتند كه : مسخّر در تحت قدرت تو هستيم ، و از براى آن چه ما را خلق كرده اى آماده ايم ، وتحمّل فرايض را نمىتوانيم كرد ، وطالب ثواب وعقاب نيستيم و آنها را نمىخواهيم ، و چون آدم را خلق نمود مثل اين را به او گفت ، واو آن را قبول كرد وظلم بر نفس خود نمود كه چنين بار گرانى را متحمّل شد ، وجاهل بود بر وخامت عاقبت آن . وجه نهم : آن كه مراد از امانت ، امانت متعارف باشد ، هم چنان كه عبارت حضرت امير المؤمنين ( عليه السّلام ) در نهج البلاغة ( 2 ) بر آن دلالت مىكند ، همچنين شيخ جليل محمّد بن يعقوب كلينى در كافى ، وشيخ طوسى ( قدّس سرّه ) در تهذيب حديثى كه دالّ بر اين معنى است

هامش
( 1 ) غائله به معنى « زيان » است .
( 2 ) نور الثقلين 4 / 312 به نقل از نهج البلاغه خطبه 194 چاپ عبده .
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 192 | ملا أحمد النراقي