تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠

و در حديث است كه بعد از خلاصى روح از حبس بدن خاكى خداى تعالى به او خطاب مىفرمايد كه : من أنا ؟ عرض مىكند : أنت الله الملك الواحد القهّار . پس بنا بر اين احاديث خود روح مدخليّتى در هبوط به اين دنيا داشته و به اين جهت بر خود ظلم كرده . وامّا جهول بودن آن خود امرى است ظاهر وهويدا ، پس بنا بر اين معنى آيه ء مباركه والله أعلم اين است كه ما ملاحظه ء تكليف وآسمان و زمين وكوه را فرموديم ، ديديم در تكليف آنها فايده اى متصوّر نيست ، و به اين جهت ذات ايشان ابا از تحمّل تكليف مىنمود ، و انسان او را متحمّل شد ، چه آن به واسطه ء ظلوميّت وجهوليّت قابليّت تكليف داشت ، وفايده بر تكليف او مترتّب مىگرديد . ومأخذ اين دو وجه كه مراد از امانت تكليف باشد از بعضى احاديث ظاهر مىشود ، از آن جمله حديثى است كه وارد شده است كه حضرت امير المؤمنين ( عليه السّلام ) چون هنگام نماز داخل مىشد مضطرب مىگرديدند ومىفرمودند كه : وقت اداء امانتى است كه آسمانها و زمين از تحمّل آن اعتراف به عجز كردند . ( 1 ) وجه سوّم : اين كه امانت عقل باشد كه گرانمايه تر چيزى است كه خداوند سبحانه بر بنى نوع [ آدم ] كرامت فرموده ، ومراد از ظلوم وجهول بودن آن ، آن است كه صاحب قوّه ء غضبيّه وشهويّه كه مبدأ هر ظلم وجهل هستند [ مىباشد ] چه مقصود كلَّى از اعطاء قوّه ء عاقله ء . . وقوّه ء غضبيّه وشهويّه محافظت انسان از حدّ اعتدال است ، پس محتاج به آن و سزاوار عطاى بالطبع چيزى است كه صاحب غضب وشهوت باشد ، و آن انسان است ، وامّا غير او نظر به خلق ايشان از آن دو قوّه بالطبع قابل قوّه ء عاقله و سزاوار آن نيستند . وجه چهارم : آن كه مراد از امانت اختيار وقدرت باشد ، ومراد از ظلوم وجهول بودن همان باشد كه در وجه سوّم مذكور شد ، و معنى آن باشد كه چون فايده ء اعطاء قدرت و اختيار حصول امتحان واختبار است تا سعادت وشقاوت به منصّه ء ظهور رسد ، و اين موقوف است بر اين كه محلّ آن صاحب مبدأ شرور نيز باشد ، هم چنان كه بايد صاحب

هامش
( 1 ) نور الثقلين 4 / 313 به نقل از عوالى اللئالى 1 / 324 .
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 190 | ملا أحمد النراقي