آن ، و انسان آن را متحمّل شد ، وانسانى كه متحمّل آن شد ابو فلان است . ( 1 ) و در تفسير علىّ بن ابراهيم در بيان اين آيه ء مباركه مذكور است كه امانت امامت است ، عرض شد بر سماوات و زمين وكوهها ، پس ابا نمودند حمل آن را ، يعنى ابا كردند كه ادّعا كنند آن را يا غصب نمايند آن را از اهلش ، و انسان اوّل آن را متحمّل شد ، إنّه كان ظلوماً جهولًا . ( 2 ) وجه چهاردهم : آن كه مراد از امانت ولايت ودوستى عترت طاهره ووفاى به حقوق ايشان وواداشتن در منزلت خود باشد ، چنانچه در بعض از احاديث آيه ء مباركه به اين تفسير شده ، هم چنان كه در كتاب « بصائر الدرجات » به سند متّصل از حضرت صادق ( عليه السّلام ) مروى است كه فرمودند در تفسير آيه ء مباركه ء مذكوره كه امانت دوستى علىّ بن ابى طالب است ، ( 3 ) و معنى امتناع اجرام مذكوره وظلوم بودن انسان به اين سبب از حديثى ديگر كه در كتاب مناقب ابن شهرآشوب از حضرت امير المؤمنين ( عليه السّلام ) مروى است كه در بيان آيه ء : * ( إِنَّا عَرَضْنَا الأَمانَةَ . . ) * فرمودند معلوم مىشود و آن اين است كه آن حضرت در بيان اين آيه فرمود كه : خدا امانت مرا بر هفت آسمان عرض كرد به اين نوع كه در مقابل آن ثواب باشد و در تقصير در آن عقاب ، آسمانها گفتند : پروردگارا ما به ثواب وعقاب متحمّل آن نمىشويم ، و ليكن آن را قبول مىكنيم خالى از ثواب وعقاب ، بعد از آن امانت ولايت مرا بر مرغان عرض كرد ، اوّل طائرى كه آن را قبول كرد بازهاى سفيد وقنبره ها بودند ، واوّل كسى كه سر از آن باز زدند جغد وعنقاء بود ، پس خدا اين دو را از ميان مرغان لعن كرد ، پس بوم قدرت ندارد كه در روزها ظاهر شود به جهت عداوت مرغان با آن ، وامّا عنقاء پس در درياها فرو رفت وپنهان شد كه ديده نمىشود ، و خدا امانت مرا بر زمينها عرض كرد ، پس هر بقعه اى كه آن را قبول كرد آن را طيّب و پاكيزه گردانيد و
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 195
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص١٩٥
هامش
( 1 ) نور الثقلين 4 / 313 به نقل از بصائر .
( 2 ) نور الثقلين 4 / 313 به نقل از تفسير قمى .
( 3 ) البرهان 3 / 501 به نقل از بصائر ونور الثقلين 4 / 313 .