تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
مبدأ خيرات كه عقل است نيز باشد تا امتحان وابتلاء در حقّ آن به ظهور برسد ، ومبدأ شرور قوّه ء غضبيّه وشهويّه است ، پس نظر به خلق انسان از آنها و از عاقله بالذات قابل عطاى اختيار نبودند ، و انسان قابل بود . وجه پنجم : آن كه مراد از امانت همان اختيار باشد ، و معنى آن باشد كه ما عطيّه ء اختيار وخلعت اقتدار را به آسمان و زمين وكوه عرض فرموديم ، و آنها از تحمّل آن ابا نمودند ، و انسان آن را قبول كرد و به خود خريد ، به درستى كه او در اين خصوص ظلم بر نفس خود كرد ، وجاهل به لوازم وعاقبت آن بود ، چه لازم اختيار مخلوق تحمّل مشقّت تكليف شاق است ، ومحرومى از استراحت فناى مطلق وعجز كلَّى در راحت كبرياى قادر حقيقى ، پس به اين سبب انسان ظلم بر خود كرد كه قبول اختيار را نمود ، وجاهل بود به اين كه تكليف در عقب اختيار وارد مىشود . وجه ششم : آن كه مراد از امانت باز قدرت و اختيار باشد ، و معنى ظلم معنى لغوى آن باشد كه وضع شىء در غير موضع وتجاوز از حدّ هر شيء است ومراد از جهل ، جهل به حدّ خود ومحلّ قدرت و اختيار . يعنى چون عرض عطاى اختيار به آسمان و زمين شد عجز وزبونى خود را ديده از قبول آن امتناع نمودند ، و انسان نظر به شهامت ذات خود كرده آن را قبول كرده ، و در اين خصوص او مرتكب ظلم گرديد ، و وضع شيء در غير موضع خود نمود و از حدّ خود تجاوز كرد ، زيرا كه مخلوق ضعيف را كه پا از حدّ امكان بالا نمىتواند نهاد با قدرت و اختيار چه كار ؟ و انسان علوّ روح وشهامت آن را ملاحظه نموده ، چنان تصوّر كرده كه في الجمله اختيارى كه اختيار مشوب به عجز باشد كه امر بين الامرين اشاره ء به آن است خارج از حدّ او نيست ، پس هم جاهل به حدّ خود بود ، وهم از حدّ خود تجاوز نمود . وجه هفتم : آن چه جمعى از مفسّرين ذكر نموده اند ، و آن اين است كه مراد از امانت تكليف و بار طاعت اختيارى باشد ، و ليكن مراد از ظالم بودن انسان وجاهل بودن او وفا نكردن به حقوق طاعت و مراعات ننمودن لوازم ، وجهل به كنه عاقبت ووخامت خاتمه ء نافرمانى باشد ، و معنى آن خواهد بود كه طاعت و تكليف به آن نظر به عظمت شأن آن به حيثيّتى بود كه اگر اين اجرام عظيمه صاحب شعور وادراك مىبودند و بر آنها عرض
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 191 | ملا أحمد النراقي