تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
قواعد ايشان نمىسازد ، و در حلّ حيران مانده اند ، و آنها را ما لا ينحلّ ناميده اند ، و در تذكره وغيره هفده چيز را ذكر مىكند و آنها را ما لا ينحلّ مىگويد ، و دست و پاها مىزنند ، و از به دو امر تا حال باز بر عدم انحلال باقى است ، پس بر فرض مخالفت ركود شمس در دقيقه با قواعد ايشان آن هم يكى از ما لا ينحل باشد . و اگر مبناى اشكال بر براهين طبيعيّين است ، اكثر آن براهين مبتنى بر مقدّمات غير تامّه است ، وقواعد واهيه كه از براى خود قرار داده اند منتهى مىشود به امورى كه نمىتوانند تمام كنند ، و من خود بسيارى از ادلَّه ء ايشان را در امثال اين مطالب ملاحظه كرده وتأمّل نموده ام ، و بعد از آن كه مدّتى آنها را براهين قاطعه مىدانستم ودليل تامّ مىشمردم عاقبت بر خوردم كه كثيرى از آنها ناقص ، ومنتهى به امرى كه مطمئن به آن توان شد [ نيست ] وچگونه چنين نباشد و حال اين كه ارباب اينها با يكديگر در نزاع وجدال ، و در مقام ردّ احتجاج واستدلال كم دليلى است كه جمعى كثير از ايشان آن را ردّ نكرده باشند ، آن چه را اين تمام مىداند آن ناقص مىشمارد ، و آن چه آن رد مىكند اين قبول مىنمايد ، واكثر ادلَّه ومقدّمات ايشان چون ريسمانى است پيش باد آويخته ، هر زمانى باد آن را به كنارى مىبرد ، و امثال اينها چگونه موجب قطع مىتواند شد ؟ سلَّمنا كه اختلاف در حركت فلك نمىباشد ، اختلاف واقعى است ، امّا اختلاف محسوس خود امرى است ظاهر ومحسوس ، چه خمسه ء متحيّره گاه بطىء وگاه سريع ، گاه راجع وگاه مقيم وگاه مستقيمند ، پس چه شود كه ركود شمس هم از قبيل اقامت يكى از كواكب باشد ، وهم چنان كه در سالى چند وقت مثلًا مىباشد ، اين در هر روز در وقتى باشد ، مگر در هفته يك روز ، و اين به جهت افلاك جزئيّه باشد به جهت تصحيح رجعت واقامت واستقامت اثبات مىكند . وامّا جواب از اشكال سوّم : پس بعضى از علما چنين جواب گفته اند كه : ممكن است كه از براى [ آن ] دو حرارت باشد ، يكى از جهت جرم ، و يكى از جهت انعكاس ، و اين كه گفته اند : فلكيّات اين كيفيّات را قبول نمىكند دليل قاطعى ندارد . و اين جواب اگر چه صحيح است ، ليكن ما را احتياجى به آن نيست ، چه در اخبار متقدّمه وارد شده ( نشده ) است كه ارواح مشركين را بلند مىكنند تا نزديك به عين
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 180 | ملا أحمد النراقي