تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩

و اگر مبناى اشكالش قواعد اهل هيئت است مىگوييم كه : مبناى قواعد علماى هيئت در امثال اين امور يعنى حركت وسكون فلكى وبطء وسرعت آن و مقدار حركت آنها به ارصاد است كه از آلات رصديّه آنها را به دست آورند ، وآلات رصديّه حكم بر ثوالث وروابع ، بلكه ثوانى نيز نمىكند مگر به تقريب وتخمين ، ومطلقاً از آنها تحقيق اينها بدست نمىآيد ، با وجود اين كه انضباط جميع آلات رصد وعدم خطاى راصدين معلوم نيست ، بلكه خلاف آن معلوم است ، اگر چنين نبودى اختلافات بسيار در رصدها واقع نشدى ، و حال اين كه در مواضع بسيار اختلاف ميان رصد ايلخانى با الغ بيكى و . . ( 1 ) وميانه ء خود اين دو با رصدهاى ديگر متحقّق است ، واكثر اعمال رصد موقوف به مقدّمات كثيره اى است كه محلّ خطا واشتباه مىشود ، علاوه بر اين كه خود واضح است كه همه ء اهل هيئت اهل رصد نيستند ، بلكه بعد از قرون بسيار اگر يك نفرى رصدى بست ، واكثر ايشان كسانى نيستند كه بايد قول ايشان را قبول كرد ، و از كجا آن چه مىگويند مطابق واقع باشد ، و از چه راه به گفته ء يك نفرى كه عدالت آن نيز معلوم نيست اشكال در حديث منسوب به معصوم وارد مىآيد ؟ و مطابق بودن بعض از آن چه گفته اند با آن چه واقع مىشود از خسوفات وكسوفات و امثال اينها مستلزم آن نيست كه همه صحيح و مطابق واقع باشد . و اگر گويند : غرض آن نيست كه ما يافته ايم كه اختلاف نيست ، بلكه مقصود اين است كه اختلاف شمس در حركت وسكون با قواعد اهل هيئت نمىسازد ، واكثر قواعد ايشان قواعد قطعيّه است . گوييم : نهايت آن چه مقتضاى قواعد ايشان است اين است كه حركت شبانه روزى محسوس به روشى كه در دست هست مختلف نمىشود ، نه اين كه مطلقاً سكونى ندارد ، بلكه اگر سكون محسوس دارد همه روز بايد داشته باشد ، و زياده بر اين از قواعد ايشان ثابت نمىشود ، مگر از رصد كه حال آن را دانستى . سلَّمنا كه اين مخالف قواعد ايشان است ، خود ايشان به امورى چند معترف وقائلند كه متحقّق است ، و با هيچ يك از

هامش
( 1 ) نام يك رصد وزيج ديگر است كه درست خوانده نمىشود .