همه ء آنها نمىكند ، معنى تنگى وكوتاهى روز جمعه آن است كه وفا به اعمال خود نمىكند ، و چون روزهاى ديگر چنين نيست پس گويا جمعه كوتاه تر است از روزهاى ديگر ، پس گويا شمس در روزهاى ديگر ركود دارد و در اين روز ندارد .
ومخفى نيست بُعد همه ء اين تأويلات ، خصوص تأويل اخير ، چه در احاديث تصريح شده كه ركود شمس به جهت تعذيب مشركين است ، و در روز جمعه چون تعذيب مشركين نمىشود شمس ركود نمىكند و روز كوتاه است ، و اگر باب تأويل مفتوح شود تأويلات ديگر نيز مىتوان نمود . والله اعلم .
اگر گفته شود كه : در اكثر احاديث مذكور است كه ركود شمس به جهت تعذيب ارواح مشركين است ، و در يكى از آنها رسيده كه به جهت تحصيل إذن زوال است ، وچگونه ميان اين احاديث جمع مىشود ؟
مىگوييم : ممكن است كه ركود به هر دو جهت باشد ، وضرور نيست همه ء جهات در همه ء احاديث مذكور باشد .
اگر گفته شود : پس چرا در روز جمعه تحصيل إذن نمىكند ؟ گوييم : ممكن است كه در روز جمعه پيش از رسيدن آن به موضع ركود امر به زوال به آن برسد ، والله اعلم .
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 183
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص١٨٣