الشمس تا از حرارت جرم آن معذّب شوند ، بلكه مىتواند شد مراد از زير عين الشمس محاذى آن در زمين باشد ، وشكَّى نيست كه در محاذى آن تأثير حرارت بيشتر است از غير محاذى ، به اين جهت در حين زوال تأثير حرارت شمس بيشتر است از طرفين آن ، ومخفى نماناد كه آن چه كه ما ذكر كرديم در بيان معنى احاديث ركود به نوعى بود كه مرتكب تأويلى نشديم و آنها را بر ظاهر خود باقى گذارديم ، و بعضى از علما آنها را تأويل نموده اند و چند تأويل از براى آنها ذكر كرده اند :
اوّل : اين كه مراد ركود وسكون شعاع شمس است ، يعنى ساكن شدن آن ، بيان آن است كه سايه ء شاخص پيش از زوال آناً فآناً در كم شدن است ، وشعاع آن در زياد شدن تا حدّ معيّنى در وقت زوال ، و بعد از آن سايه در زياد شدن است وشعاع در كم شدن تا غروب ، وثابت است كه ميان هر دو حركت مختلف از براى يك چيز البتّه سكونى مىباشد ، پس بعد از نهايت نقصان ظلّ لا بدّ است كه پيش از شروع در زيادتى اندكى ظلّ ساكن شود ، و به تبعيّت آن ركود از براى شعاع نيز در زمين حاصل ، و بعد از آن سايه زياد شود ، و اين ركود شمس است كه حقيقةً شعاع آن ركود مىكند به تبعيّت ركود ظلّ ، و اين منافاتى با استمرار حركت آن در فلك ندارد ، پس مراد از ركود شمس ركود شعاع آن است ، وخواهى بگو : ركود ظلّ آن .
دوّم : اين كه چون از حوالى نصف النّهار تا وصول به نصف النّهار حركت شمس بسيار كم محسوس مىشود كه گويا هيچ حركت نمىكند پس به اين جهت از بابت مجاز اطلاق ركود بر آن شده ، ومراد ركود حقيقى نيست ، بلكه شبيه به ركود است .
سوّم : آن كه چون در نصف النّهار بسيارى از بلاد ظلّ شاخص معدوم مىگردد پس ديگر حركتى از براى ظلّ باقى نمىماند ، چه ظلّ باقى نيست كه حركت كند ، پس مراد از ركود شمس ظلّ آن است .
ومخفى نماناد كه بنا بر اين سه توجيه تفاوتى ميان روز جمعه و غير جمعه نخواهد بود ، و حال اين كه بعضى از اخبار دلالت بر تفاوت مىكند ، و اينها اگر صحيح باشند توجيه كوتاهى روز جمعه را نمىكنند ، علاوه بر اين كه هم چنان كه ملَّا محمّد باقر مجلسى ( قدّس سرّه ) در كتاب سماء وعالم بحار و غير او ذكر كرده اند بر توجيه اوّل وارد مىآيد
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 181
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص١٨١