تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
كه از براى ظلّ مطلقاً حركتى نيست ، و نه از براى شعاع ، بلكه ظلَّى معدوم مىشود وظلّ ديگر موجود ، و همچنين شعاع با وجود اين كه هم چنان كه در موضع خود مبيّن شده آن چه توهّم مىشود از براى ظلّ وشعاع حركت مستقيم نيست تا مستلزم سكون در ميان دو حركت آن باشد . و سه توجيه ديگر نيز ذكر كرده اند : اوّل : اين كه ايّام سرور وراحت در نزد راحت مردم كوتاه مىنمايد ، وايّام محنت واندوه دراز مىنمايد ، و چون مشركين در غير روز جمعه معذّب هستند وايّام محنت ايشان است بر ايشان دراز مىنمايد كه گويا شمس ركود كرده ، و در جمعه چون معذّب نيستند بر ايشان كوتاه مىگذرد كه گويا شمس ركودى ندارد . دوّم : اين كه مراد از مشركين ، مشركين به شرك خفى هستند كه اهل دنيا و فرو رفتگان در متاع اين عاريت سرا هستند ، زيرا كه ايشان چون نزديك وقت نماز داخل شد ايمان ايشان ، ايشان را امر مىكند كه دست از امور دنيا برداشته ولهو وراحت را ترك كرده به مساجد حاضر شوند ، وهوى وهوس وشيطان ايشان را بر آن مىدارد كه به امر خود مشغول باشند ، پس اين دو طايفه در باطن او به نزاع اشتغال مىنمايند ، و در كشاكش مىاندازند ، و به اين سبب معذّب مىباشند تا كدام غالب شوند و به استراحت افتد ، پس به جهت گرفتارى به اين نزاع وجدال وبازماندن ايشان در ساعتى از شغل دنيا و آخرت هر دو چنان تصوّر مىشود كه شمس ركود كرده . امّا در روز جمعه چون آن روزى است كه عيد مؤمنين وهنگام عبادت ايشان است وخداى تعالى آن را روز بركت و حرمت قرار داده و وقت نماز را بر ايشان تنگ كرده كه ياراى تخير ندارند و جاى منازعه نيست ، پس در اوّل روز قرار مسجد رفتن و نماز گزاردن را به خود مىدهند و به مساجد رفته منتظر وقت نماز مىشوند ، و چون اذان را شنيدند دلهاى ايشان فرحناك مىشود و به نشاط مىآيند ، و بدون زحمت ومشقّت به نماز مىايستند ، پس گويا احساس ركود شمس نمىكنند و روز بر ايشان به سرعت مىگذرد ، و از اين جهت اقصر ايّام مىنمايد . سوّم : آن كه چون اعمال وعبادات روز جمعه بسيار است به حدّى كه روز وفاى به
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 182 | ملا أحمد النراقي