تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
وفرض كنيم كه آلت ساعتى مضبوط به دست آيد كه حكم بر دقايق بلكه ثوانى وثوالث كند ، در وقتى تو مىتوانى از آن عدم اختلاف روزها يا اختلاف آنها را به تحقيق بفهمى كه ابتداى روز به عنوان تحقيق بر تو معلوم باشد ، و اين امرى است عادةً محال ، چه ابتداى حقيقى طلوع فجر صادق كه مبدأ روز است ، شرعاً ، با ابتداى طلوع آفتاب كه مبدأ روز است نزد اهل تنجيم در وقتى به دست تو مىآيد كه در اوّل آنى كه طلوع فجر مىشود يا مركز شمس به افق حقيقى مىرسد تو آن را معلوم كنى ، و آن امرى است غير ممكن ، چه در ولايتى كه هموار است و از كوه خالى است اغلب ابخره ء غليظه حوالى افق را دارد كه ابتداى طلوع حقيقى به دست نمىآيد ، و در كوهستان خود كوه مانع از اطَّلاع داشتن بر بَدوِ طلوع است ، و همين قدر كفايت نمىكند ، بلكه محتاج به دانستن آخر آن نيز هست كه آن زوال حمره ء مشرقيّه يا استتار قرص آفتاب است ، وعلم به آخر حقيقى بدون تخمين معلوم نيست كه عادةً ممكن باشد ، و چون ابتداى روز با ابتداى شبانه روز و آخر آن معلوم نباشد مضبوط بودن آلت ساعت چه فايده مىبخشد ؟ و اگر فرض كنيم كه كسى را ابتداى حقيقى وانتهاى حقيقى به دست آمد وآلتى قطع الصحّه خالى از همه ء عيوب تحصيل كرد ، از كجا كه به قدر يك دقيقه يا بيشتر اختلاف ميان روز جمعه و غير آن را بفهمد ، كيست كه آنها را به دست آورده و اين تجربه را كرده باشد ؟ وچنان توهّم نكنى كه اگر ركود شمس به قدر قليلى از زمان چون يك دقيقه يا دو دقيقه باشد به همين قدر ركود چندان عذابى به جهت ارواح مشركين وكفّار حاصل نخواهد شد ، چه مىتواند شد كه در همين قدر زمان از اجتماع ايشان در عين الشمس چندان حرارت در ايشان حاصل شود كه تا روز ديگر معذّب باشند . آيا نمىبينى كه با وجود اين كه هم چنان كه از اخبار بسيار مستفاد مىشود قواعد اهل هيئت نيز بر آن منطبق است همه ء كره ء زمين در پيش آسمان اوّلى قدر محسوس ندارد ، چه جاى آن كه در پيش آسمان خورشيد و همه ء كره ء زمين كه به اين نوع بشود آن چه از آن كه از آب بيرون است معلوم ، پس همه ء اجزاى روى زمين در پيش شمس تفاوت