تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
اصول اسلام باشد ، ومراد از ثانى اصول ايمان . و در اين وقت مىگوييم كه : از براى عدل دو معنى است ، يكى مقابل ظلم صريح كه انكار آن تصريح به ظالم بودن خداى تعالى باشد بر بندگان ، و يكى ديگر مقابل ظلم التزامى كه انكار آن مستلزم ظلم باشد ، مثل اين كه به مسأله اى قائل شود كه لازم او ظلم باشد نه صريح . و ظاهر آن است كه شكَّى نيست كه عدل به معنى اوّل از اصول اسلام است ، وامّا عدل به معنى ثاني از اصول اسلام نيست ، بلكه از اصول ايمان است ، و از اين جهت است كه اماميّه ومعتزله را عدليّه مىگويند در مقابل اشاعره ، و چنانچه انكار عدل به اين معنى مطلقاً موجب كفر وخروج از اسلام بودى بايد ائمّه ء طاهرين و جميع علماى سابقين ولاحقين معظم اهل سنّت را كه اشاعره هستند از اهل اسلام نشمرند ، و با ايشان معامله ء كفّار نمايند . بلى هر گاه كسى انكار عدل به معنى دوّم را نمايد با وجود اين كه به فساد آن برخورد ولزوم ظلم را بفهمد ، ظاهر آن است كه خارج از اسلام باشد . و همچنين از براى امامت دو معنى است ، يكى امامت في الجمله ، به معنى اين كه از براى خاتم الانبياء خليفه بوده است من غير تعيين شخص ، و ظاهر اين است كه امامت به اين معنى از ضرورى دين اسلام باشد . ودوّم : به معنى امامت حقّه كه خلافت بلا فصل حضرت امير المؤمنين ( عليه السّلام ) و بعد اولاد مطهّرين او به ترتيب معيّن تا قائم آل محمّد ( صلَّى الله عليه وآله ) . وشكّ نيست كه امامت به اين معنى از اصول ايمان است نه اسلام ، و از اين جهت است كه حكم نمىكنيم به خروج غير شيعه ء اثنا عشريّه از طوايف مسلمين از دايره ء اسلام . ونظر جناب شيخ سلَّمه الله در عدل وامامت به معنى دوّم است ، ونظر آن كه آنها را از اصول دين شمرده به معنى اوّل است و دور نيست كه نظر مشهور هم به معنى دوّم باشد ، ومراد از اصول دين مقابل فروع باشد ، پس در دو صورت قول شيخ با آن چه مشهور است متّحد است ، وفرقى نيست ، واستبعاد راه ندارد . و از جمله مواضع ما قاله الشيخ حرسه الله في كتاب الطهارات بعد بيان اقسام الكفّار