و همچنين آن چه را گفتيم كه در هر چيزى محتاج اليه است اگر تقليد نكرده باشد عبادت او فاسد است مراد اين است كه خصوصاً همان در جزئى كه در آن تقليد نكرده فاسد است ، امّا ساير عبادات آن فاسد نيست ، مگر اين كه آن جزئى كه تقليد نكرده جزء يا شرط تمام عبادت باشد ، مثلًا اگر كسى در مضمضه يا استنشاق تقليد نكرده باشد كه چه نوع است و بى تقليد به جا آورده باشد مضمضه يا استنشاق او فاسد است ، و ليكن وضوى او فاسد نيست ، و همچنين بنا بر اين كه سلام جزء نماز نيست و واجب وخارج است هر گاه بدون تقليد يكى از دو سلام را بگويد ، سلام او صحيح نيست امّا نماز او درست است .
وامّا مجتهد ، پس اولًا بايد بعد از آن كه خود را صاحب قوّه ء اجتهاد دانست كه عرض كند بعضى اجتهادات خود را به مجتهدين مقبول الاجتهاد تا مبادا بر خود او مشتبه شده باشد وخطا در مجتهد دانستن خود كرده باشد ، چه بسيار مىشود كه كسى چون معرفت تمام به كمال اجتهاد ندارد اندك مرتبه اى كه از براى او حاصل شد خود را مجتهد و واجب الاطاعه فرض مىكند ، و بعد از آن كه احاطه به علوّ مرتبه ء اجتهاد نمود مىفهمد كه بسيار دور بوده .
و بعد از آن كه خود را بر محك زد و تمام عيار بر آمد و معلوم او شد كه صاحب ملكه ء اجتهاد است همين قدر كفايت در صحت عبادات نمىكند مادامى كه جميع جزئيّاتى كه ضرور محتاج اليه او است در آن اجتهاد كند از مسائل وضو و غسل وصلاة ، از قبله و لباس ومكان و وقت وافعال آن . همچنين از ساير واجبات ومحرّمات كه ارتكاب واجتناب از آنها لازم است در همه روز ، و از مسائل صوم در وقت دخول ماه صيام وهكذا .
و چون تقليد از براى صاحب قوّه ء اجتهاد جايز نيست ، بر كسى كه خود را صاحب ملكه ء اجتهاد دانست جايز نيست اهمال در اجتهاد در جميع ما يحتاج اليه و مشغول شدن به امرى ديگر ، الَّا قدر لازم از آن چه در حفظ بدن ومعاش ضرور است .
و بايد تا اجتهاد خود را تمام نكرده در ضروريات خود يا به احتياط عمل كند ، يا مشغول به اجتهاد باشد تا در ضيق وقت عبادت ، آن وقت تقليد جايز است ، و اين مرحله
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 132
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص١٣٢