تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
شده وتقليد مجتهد ميّت مطلقاً جايز نيست نه ابتداءً و نه استدامتاً بنا بر اقوى واشهر ، بلكه خلاف آن در نزد علماى سابقين در غايت ندرت است ، لهذا بر او لازم است كه رجوع به تقليد مجتهد حىّ نمايد ، امّا نه مثل تقليد سابق كه مجرّد قرار دادن باشد نه عمل كردن ، وزمان حيرت او نيز عبادات او فاسد است ، مگر اين كه كليّةً عمل به قول مجتهد زنده كرده باشد ، يعنى از مجتهدى اخذ كرده باشد كه بعد از وفات مجتهد ، وعدم وصول به مجتهد ديگر ، وظيفه ء او چيست ، و در اين مدّت وظيفه ء او آن است كه بلا تأمّل سعى در تحصيل مجتهد زنده كند واقوال او را به دست بياورد ، و به قدرى كه ميسّر باشد سعى كند و تأخير نيندازد مگر به قدرى كه موجب عسر وحرج باشد ، و در زمان سعى حق آن است كه مخيّر است در عمل به آن چه احتمال مىدهد كه حكم شارع باشد ، كه از آن جمله فتاوى مجتهدين اموات باشد ، و از آن جمله فتاوى مجتهد سابق خود او است ، و ليكن به شرطى كه به قدر ميسور تأخير در تحصيل فتاوى مجتهد زنده نكند . وامّا جواب از كيفيّت قضاء فائته در صورت جهل به خصوص فائته و به قدر آن و به ترتيب آن ، امّا در قدر ، قدر لازم قدرى است كه يقين داند از آن كمتر نيست ، و احتياط آن است كه قدرى به جا آورد كه يقين داند از آن بيشتر نيست ، وامّا ترتيب ، در صورت جهل به ترتيب مراعات ترتيب لازم نيست ، هر نوع مىخواهد بكند . وامّا در خصوص فائته بايد به نحوى عمل آورد كه يقين حاصل باشد كه فائته ء مخصوصه به عمل آمده ، مثلًا اگر بداند كه لا اقلّ ده نماز از او فوت شده و نداند چه نمازى است ، ده دو ركعتى ، ده سه ركعتى ، وده چهار ركعتى به جاى آورد ، و اگر نماز آيات هم داخل محتملات باشد ده نماز آيات هم به جاى آورد ، وهكذا . وامّا جواب از سؤال جواز اداء در سعه ء وقت و همچنين ساير اعمال با اشتغال ذمّه به قضا ، پس حق آن است كه مىتواند همه ء آنها را به جا آورد ، وادائيّه ء او در سعه ء وقت و در وقت فضيلت جايز است ، و همچنين عبادات مستحبّه از نوافل وادعيه و زيارت وختومات و صلوات واعتكافات وغيرها همگى جايز و بر آنها ثواب مترتّب است . وامّا جواب از عمل به كتب غير مجتهد خود در اعمال مذكوره ، نظر به اين كه در ادلَّه ء سنن مسامحه مىشود ومىتوان در مستحبّات و مكروهات به احاديث ضعيفه واقوال