يعنى بعد از ظهور نور جمال ازل در دل عارف چنان شكفتگى وانبساطى از براى او حاصل شد كه چنان تصوّر كرد كه به مرتبه ء وصول رسيده ومحرم حرم وصال شده ، * ( فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْه ِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قالَ يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ ) * . ( 1 ) ونظير اين در عبادات ظاهريّه آن است كه عامى اگر در شبى دو ركعت نماز كند منتظر نزول وحى مىشود و در بعضى از وصايا در كلام بعضى از اكابر رسيده و آن اين است كه بعضى از كسانى كه خود را از عرفا مىشمارند به اندك خيالى يا سورى ( سرورى ) كه در ايشان ظاهر شد خود را از اولياء الله تصوّر مىكنند ، بلكه خود را از تكاليف وتحمّل آن بالاتر مىدانند . نعوذ بالله من سوء المآل والخذلان . بلكه بعضى از اين فرقه مىگويند : مراد از طمع خام امرى است از اين بالاتر ، چه بعد از مشاهده ء آن نور در قلب خود چنان تصوّر كرد كه از ذات خودش ناشى شده ، پس در طمع خام افتاده زبان به كلمه ء أنا الحق گشوده و بعضى گفته اند مراد از جام ، مظاهر كونيّه است ، و از طمع خام ، وحدت وجود است اعاذنا الله من هذه الهفوات .
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 117
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص١١٧
هامش
( 1 ) انعام : 76 .