تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧

به اين نحو كه لا اقلّ به هر يك نفر پنجاه درم ( 1 ) به وزن شاه نان واندك نان خورشى بدهد ، و يك بنده غلام يا كنيز بزرگ يا كوچك [ آزاد كند ، و دو ماه پى در پى روزه بگيرد ] و اگر قاتل طاقت دو ماه روزه گرفتن را نداشته باشد و ممكن او نباشد بعضى گفته اند : هيجده روز روزه بگيرد ، و دور نيست كه اگر به عوض هر روزى پنجاه [ درم به وزن ] شاه نان تصدّق كند كافى باشد ، و احتياط آن است كه هر قدر روزه هم تواند بگيرد . وامّا قسم دوّم آن است كه والى خود مباشر قتل باشد و به دست خود كشته باشد ، امّا مقتول حال معلوم نباشد كيست يا ورثه ء او معلوم نباشند ، در اين قسم هم به توبه وكفّاره رفع معصيت مىشود وموضع قصاص نيست ، و كسى را قصاص نمىرسد ، وگويا ديه آن تعلَّق به امام زمان ( ع ) ونائب او داشته باشد ، احتياط آن است كه در اين صورت به اذن نائب امام ديه او به فقراء رسيده شود ، گو فقراء اگر خواهند بعد به قاتل ببخشند . وامّا قسم سوّم ، و آن آن است كه والى خود مباشر نسقى شده باشد ، و آن شخص نسق شده معلوم ومعيّن باشد ودسترس به آن باشد ، در اين صورت كفّاره نيست و بايد توبه كرد و آن شخص نسق شده را راضى نمود به اين كه يا عفو كند ، يا ديه آن عضو را بگيرد ، يا آن كه آن چه نسبت به او شده به عوض قصاص كند اگر نسق چيزى باشد كه قصاص داشته باشد ، و اگر نسق چيزى است كه قصاص ندارد آن مظلوم را به غير از تسلَّط ديه نيست ، و در اين قسم اگر دسترس به آن شخص مظلوم نباشد يا معلوم نباشد به كجا رفته بايد در صدد تلافى بود ، و اگر تا حيات آن والى است دست به او نرسيد بايد وصيّت كرد ، و به همين خدا مىگذرد . وامّا قسم چهارم ، و آن آن است كه والى خود مباشر نسق شده باشد ، امّا آن شخص نسق شده معلوم نباشد كه كيست وكه بوده ، در اين صورت توبه

هامش
( 1 ) درم واحد وزن است و در برخى مناطق يك چهار صدم « من » مىباشد .