شعر
نيامد بدين در كسى عذر خواه * كه سيل ندامت نشستش گناه
مخسب اى گنه كرده ء خفته ، خيز * ز بعد گنه آب چشمى بريز
چه شبهه در اين كه هر كه مفلسوار به درگاه او بنالد ، وعاجزوار به بارگاه او نظر افكند ، و دست در دامن فضل او زند ، و از خوف او ترك معاصى كند ، خدا را بر دردمندى او رحم مىآيد ، ونظر از گناهان او مىپوشد ، و در روز قيامت رحمت الهى او را فرو مىگيرد واو را به درجات عاليه ومراتب متعاليه مىرساند ، امّا به شرط آن كه به شرايط توبه وفا كند به تفصيلى كه حقير در باب توبه در كتاب معراج السعاده بيان كرده ام .
وامّا اين كه سؤال فرموده بودند كه در خصوص حقّى كه به واسطه ء قتل ونسق باقى مىماند چه بايد كرد ؟ پس مىگوييم كه : مخفى نماند كه اين قتل يا نسقى كه از والى و حاكم صادر شده بر دو نوع است : يا خود مباشر بوده ، يعنى به دست خود كسى را كشته ، يا عضوى را مجروح كرده ، يا قطع كرده ، يا أمر به آن نموده است ، ونوع اوّل كه خود مباشر بوده ، يا مباشر كشتن بوده يا مباشر نسق ، و بر هر دو تقرير يا امروز آن مقتول واولياء و ورثه مقتول معلوم ومعيّن هستند يا معلوم نيستند ، پس مجموع اين نوع چهار قسم است .
ونوع دوّم كه امر نموده باشد و به امر والى واقع شده باشد و خود او مرتكب نشده باشد نيز اقسام بسيار دارد كه مذكور مىشود .
امّا قسم اوّل كه آن والى خود مباشر قتل مسلمانى شده باشد و به دست خود آن را كشته باشد ، و آن شخص معلوم باشد واولياء وارث آن نيز معلوم باشد ، [ از ] چنين شخصى در چنين صورت سه حقّ بر ذمّه ء قاتل قرار مىگيرد و مشغول ذمّه مىشود .
يكى حقّ خدا كه نافرمانى پادشاه حقيقى را كرده و بنده ء او را بى جان ساخته .
دوّم حقّى كه خداوند جلّ شأنه از براى ورثه ء مقتول قرار داده كه تسلَّط قصاص قاتل باشد .
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 404
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٤٠٤