تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦

پى روزه بگيرد ، و شصت فقير را اطعام كند . ( 1 ) و در حديثى ديگر بسيار معتبر ( 2 ) وارد است كه روزى سيّد الساجدين امام زين العابدين عليه السلام در مسجد الحرام طواف مىفرمود ، نظر مبارك افكند ، ديد در گوشه اى از گوشه هاى مسجد جمعيّتى است ، فرمود : اين جمعيّت از براى چيست ؟ عرض كردند كه : محمّد بن شهاب زهرى است ، گويا دماغ او مخبّط شده است و با احدى اصلًا تكلَّم نمىكند ، و اهل او آن را از خانه بيرون كرده اند شايد مردم را ببيند به سخن در آيد ، حضرت چون از طواف فارغ شد رفت به نزديك محمّد بن شهاب ، محمّد آن حضرت را شناخت ، برخاست ، حضرت فرمود : تو را چه روى داده ؟ عرض كرد : فداى تو شوم ، حاكم ولايتى بودم ، پس خون ناحقّى كردم ومردى را كشتم ، از غصّه ء اين عمل به اين صورت شده ام كه آيا بر من چه خواهد گذشت ، حضرت فرمود : من از قتلى كه از تو صادر شده اين قدر نمىترسم كه از مأيوسى تو از رحمت خدا بر تو مىترسم ، برو و ديه بده به ورثه ء مقتول ، عرض كرد فداى تو شوم دادم و به گرفتن آن راضى نشدند ، فرمود آن را كيسه كيسه كن و به خانه ء آنها بينداز ، يعنى هر نوع كه هست به ايشان برسان اگر چه نفهمند كه تو داده اى . ( 3 ) و ظاهر از اخبار آن است كه آن چه از اين حديث آخر مستفاد مىشود كه اگر ديه را قبول نكنند وقصاص خواهند بايد ديه را به ايشان رسانيد در صورتى است كه مقتول از اهل سنّت باشد ، امّا اگر شيعه باشد بايد تن به قصاص داد . وبالجمله ، كسى كه به دست خود شيعه را كشته باشد به ظلم وعدوان وخواهد خدا از تقصير او بگذرد بايد توبه كند و ورثه را به هر نوع هست راضى كند اگر چه به قصاص باشد ، وكفّاره ء جمع بدهد ، يعنى شصت فقير را اطعام كند ،

هامش
( 1 ) تهذيب الاحكام ، 10 / 163 .
( 2 ) همان .
( 3 ) همان .