( 746 ) س 8 : در كتاب قاموس در ماده برّ مىگويد : « البرابرة وهم بالمغرب وأمّة اخرى بين الحبوش والزنج يقطعون مذاكير الرجال ويجعلونها مهور نسائهم » ( 1 ) آيا اين چه معنى دارد . ج : بعضى مىگويند مراد آن است كه غلامان را خصى مىكنند و آن غلامان را مهور زنان خود مىكنند . و بعضى مىگويند مراد آن است كه شرط مىكنند با زوج كه زنى ديگر وخاصه ديگر نخواهد و اين را مهر قرار مىدهند و قطع مذاكير كنايه از اين است . و بعضى نقل كرده اند كه ايشان زن نمىدهند به مردان خود تا در جنگها چهل مرد را بكشد ومذاكير آنها بر نيزه خود بياويزد وهمينها را مهر زنان قرار مىدهند . و در عجايب المخلوقات نقل مىكند كه چون يكى از اهل بربر خواهد زنى را تزويج كند وكفو آن نباشد برود دم گاوى از گاوان پدر آن را ببرد وبگريزد چون صاحب گاو خبردار شود عقب آن برود اگر آن را يافت بكشد و اگر نيافت آن شخص برود وقضيب مردى ببرد و پيش ايشان برد بر ايشان واجب بود كه دختر به دو دهند و اگر قضيب نياورد يا گاو زاييد آن عمل باطل شود . والله العالم . ( 747 ) س 9 : هر گاه زيد قدرى از ريش عمرو را بكند ، آيا عمرو را قصاص مىرسد يا حكم منحصر است به ديه ؟ ج : در جواز اقتصاص در كندن موى ريش و سر وابرو خلاف است . وأقوى در نظر حقير عدم جواز اقتصاص واقتصار بر ديه است . ( 748 ) س 10 : چه مىفرمايند در خصوص اين مسأله شرعيّه كه شخص اجنبى به
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 391
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٣٩١
هامش
( 1 ) قاموس اللغة 1 / 371 .