خواهد هست ، صاحب شتر مست و پسر خود وحسن ، و از هر كدام از پسر خود وحسن كه بگيرد ، ظاهر آن است كه آنها هم بتوانند رجوع به صاحب شتر مست كنند و قيمت را از او بگيرند ، و همچنين هر گاه از حسن بگيرد مىتواند حسن رجوع به پسر زيد كند اگر پسر زيد چنان وا نموده كه شتر از خودم هست يا پدرم مرا مأذون ساخته .
وامّا در خصوص شترى كه حسن از ساربان عمرو گرفته اگر صاحب شتر همان ساربان بوده و به رضاى خود داده غرامتى بر احدى لازم نمىآيد ، و اگر شتر عمرو بوده چون ساربان بدون اذن او تصرّف كرده ، و همچنين حسن وزيد ، صاحب شتر به هر كدام خواهد مىتواند رجوع كند ومطالبه ء قيمت كند ، مگر اين كه زيد او را به عوض شتر خود به تقاصّ قبول نموده باشد ، وشرايط صحّت تقاصّ هم موجود باشد ، والَّا بايد از عهده ء قيمت آن شتر برآيند ، و اختيار رجوع با صاحب شتر است ، و ليكن بعد از رجوع آن ، زيد هم مىتواند ادّعاى قيمت شتر خود را بكند .
( 743 )
س 5 : ضعيفه اى طفلى داشت جزيى ناخوشى عارض شده بود در اوّل شب ، در صبح كه مطَّلع شد طفل فوت شده بود ، اقارب طفل بر ضعيفه ادّعا مىنمايند كه تو طفل را به قتل رسانيده اى ، آيا در اين موقع قسامه راه دارد يا نه ، و بر فرض ثبوت قتل خطاء آيا اين قتل مانع ارث خواهد بود يا نه ؟ و بر فرض عدم مانعيّت هر گاه چنان ضعيفه را تهديد نمايند كه تو طفل را كشته اى وتركه به تو نمىرسد ، بلكه بايد ديه بدهى ، و به اين جهت تركه ء طفل را با اقارب او به نحوى مصالحه نمايند ، مصالحه صحيح خواهد بود يا نه ؟
ج : قسامه در موضعى مىباشد كه لوث متحقّق شود ، و در مفروض مسأله امرى كه سبب لوث باشد متحقّق نشده ، پس حكم به قسامه راه ندارد ، و بر فرض ثبوت قتل خطاء مانع از ارث نمىشود ، بلكه ارث مىبرد مادر از تركه ء طفل و از ديه او بنا بر اقوى . و در صورت مصالحه ظاهر آن است كه هر گاه
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 388
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٣٨٨