تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
مصالحه به جهت فريب دادن او باشد كه او ارث نمىبرد و بايد ديه بدهد اختيار فسخ مصالحه را داشته باشد . ( 744 ) س 6 : زيد و عمرو با يكديگر قرار دارند كه زيد كلاه عمرو را هدف قرار داده آن را به گلوله بزند ووجه معينى بگيرد ، و اگر آن را نزند آن وجه را به عمرو بدهد ، بعد از تراضى و وضع هدف زيد متوجّه رمى تفنگ و در پشت تفنگ نشسته ، در آن حال به جهت زياد و كمى وجه مشروط با هم معارضه ، تا عاقبت فسخ قرار داد را مىكنند ، و در حالتى كه از هم متجانب ، ورامى نادم و سر از تفنگ برداشته بود ، امّا فتيله بر انبر سوار بود ، بدون قصد رامى فتيله به آتشگاه وارد وتفنگ خالى شده بر عمرو وارد واو را مقتول مىسازد و صاحب تفنگ بىدرنگ از آن مكان داخل قريه وكيفيت را به نحو مذكور در نزد جمعى مذكور مىنمايد ، در اين صورت آيا ديه بر عمرو ( زيد ) لازم مىآيد يا نه ، و بر فرض لزوم چقدر است ، و ورثه ء مقتول كه منحصرند به دو برادر به آنها ديه مىرسد يا نه ، وزيد را مالى نمىباشد امّا والد او تقريباً پنجاه تومان سلطانى از هر چيز دارد وعيالى هم دارد . ج : اگر زيد رامى در ملك خود يا صحراى مواتى يا در جانبى ديگر كه شارع ومعبر مسلمين نباشد ايستاده بوده است مطلقاً بر او چيزى لازم نيست وتسلَّطى بر او نه ، و هر گاه در راه گذر مسلمين ايستاده بود وتفنگ پر را با فتيله سوار كرده در دست داشت ظاهر آن است كه بايد ديه مقتول را بدهد . دليل : امّا عدم تسلَّط در اوّل به جهت اصالت برائت ذمّه ء زيد از ديه واصالت عدم تسلَّط ورثه ء مقتول بر او وعدم دليلى كه مثبت تسلَّط باشد ، وامّا حديث نفى ضرر وضرار پس از طرفين متعارض مىشود ، وامّا تسلَّط در صورت دوّم به جهت صحيحه ء حلبى از حضرت صادق عليه السلام « قال : سألته عن الشيء يوضع على الطريق فتمرّ الدابّة فتنفر بصاحبها فتعقره ؟ فقال : كلّ شيء يضرّ