( 742 )
س 4 : هر گاه پسر زيد يك نفر شتر پدر خود را بدون اذن پدر به حسن نام بدهد ، و پدر بعد از اطلاع اجازه ننمايد ، وحسن شتر را به سفر برده ، در مراجعت از سفر به يك منزلى ولايت مىرسند ، حسن دست و سر شتر را به هم بسته رها نمايد ، در اين حال شتر مست عمرو كه در دست ساربان عمرو مىباشد بر سر شتر زيد آمده شتر زيد را به قتل رساند ، آيا والحالة هذه زيد را غرامت شتر و كرايه از حسن يا پسر خويش ، يا از صاحب شتر مست ديوانه مىرسد ؟ و چون حسن غاصب شتر اوّل بعد از كشته شدن شتر زيد شترى از ساربان عمرو مىگيرد و به دست زيد مىدهد تا رفع دعاوى بشود ، و خود اراده ء سفر ديگر مىنمايد ، وزيد مىگويد به حسن : اين شتر را ببر به نزد صاحب شتر قاتل و رفع دعوى بنما ، حسن مىگويد : اين شتر را در پيش گلَّه گوسفند نگاه دار تا من بيايم ، زيد لا علاج به گفته ء حسن عمل مىنمايد وتفريطى نمىنمايد ، در اين اثناء شتر بيمار شده مىميرد ، و صاحب شترِ بيمار شده كه عمرو باشد از حسن قيمت شتر و كرايه ء مدّت حبس شتر را مىگيرد ، آيا در اين صورت حسن را مىرسد كه غرامتى از زيد بگيرد به اعتبار قيمت شتر يا كرايه اى كه از او گرفته اند ، يا آن كه حسن را بر زيد هيچ نوع تسلَّط نيست ؟
ج : هر گاه ساربان عمرو در محافظت شتر مست كوتاهى نموده يقيناً بايد از عهده ء قيمت شتر زيد برآيد ، بلكه دور نيست كه بگوييم : چون شتر مست بر سر شتر زيد آمده مطلقاً بايد ارباب شتر مست از عهده ء آن شتر برآيند ، هم چنان كه مذهب جمعى از قدما است ، پس زيد را تسلَّط مطالبه ء قيمت شتر خود از ساربان عمرو در صورت تقصير او در محافظت يقيناً مىرسد ، بلكه ظاهر آن است كه مطلقاً تواند قيمت شتر را از صاحب شتر مست مطالبه كند ، و چون پسر زيد بدون اذن پدر به حسن داده وحسن هم در او تصرّف نموده زيد را تسلَّط بر حسن و پسر خود نيز هست كه از هر كدام خواهد مطالبه قيمت شتر را كند ، پس زيد را تسلَّط أخذ قيمت شتر از هر يك سه نفر كه
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 387
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٣٨٧