مىگويند اشرفى باجاقلو يك دينار است كه ديه هزار باجاقلو مىباشد .
ششم : ده هزار درهم نقره است كه پنج هزار ودويست و پنجاه مثقال نقره باشد .
وامّا اين كه سؤال شده كه اختيار در تعيين خصال ديه با كيست ، پس اگر قتل قتلى باشد كه حكم آن ديه باشد مثل قتل خطا وشبه عمد و قتل والد ولد را ونحو آن اختيار در تعيين با قاتل است ، هر يك از آن شش امر را بدهد بريء الذمّه مىشود ، و اگر قتلى باشد كه حكم آن قصاص است در غير كشتن پدر ولد خود را هيچ يك را اختيارى در تعيين نمىباشد ، چه ديه حكم آن نمىباشد و حكم آن قصاص است ، پس هر يك را كه هر دو طرف بر آن راضى شوند مصالحه مىكنند ، پس اگر قاتل خواهد ديه بدهد بايد ورثه ء مقتول را راضى كند به هر يك از اين شش چيز يا غير آنها به هر چه قاتل را راضى كند صلح مىكنند ، و اين همه در صورت ثبوت قتل است ، والله العالم .
( 741 )
س 3 : هر گاه شتر مست عمرو كه در دست ساربان او مىباشد بر سر شتر زيد كه در صحرا مىچريده آمده شتر زيد را به قتل رساند ، آيا ديه شتر بر صاحب شتر يا ساربان است ، يا بر هيچ يك نيست ؟
ج : هر گاه حيوان شخصى حيوان ديگرى را تلف كند شيخ طوسى و قاضى ابن البرّاج و جماعت ديگر گفته اند كه هر كدام بر سر آن حيوان ديگر رفته ارباب آن ضامن قيمت تلف شده هستند ، و دو روايت هم بر اين مطلب دالّ است ، ومحقّق وجمعى ديگر بلكه متأخّرين كافه هم چنان كه جمعى تصريح كرده اند قائل شده اند به اين كه آن حيوان تلف كننده هر گاه ارباب آن تقصير در محافظت آن كرده اند ضامن هستند ، وإلَّا فلا ، وروايتى مرسل بر اين دالّ است ، وشكَّى در ضمان در صورت ثانيه نيست ، بلكه دور نيست ضمان مطلق در صورتى كه متلف بر سر تالف آمده باشد . والله العالم .
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 386
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٣٨٦