تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
بركات رشحات اقلام مزرع خاطر پژمرده را طراوتى تازه حاصل ، و از افادات ساميه فوائد بىاندازه و اصل گرديد ، و لكن مجدّداً مصدّع مىگردد ، و به سبب افسردگى دماغ ملازمان بر سبيل اختصار عرض مىكند كه : اوّلًا آن چه در اوّل عرض شده كه تكليف خود را نمىدانم الخ غرض اين نبود كه اشكال در تكليف خود دارم ونمىدانم ، تكليفم چه چيز است ، و آيا جايز است رسيدن حقير يا نه ، بلكه مطلب اين بود كه بر خود واجب نمىدانم ، يعنى « أعلَمُ عدم وجوبه » وسبب آن به نحوى است كه ملازمان در طىّ آن چه قلمى فرموده اند اشاره كرده اند كه به سبب عذرى است كه خود مىدانم . وثانياً آن كه آن چه بعد از اين عرض شده بود تا آن چه كه قلمى شده كه : عرض ديگر الخ مطلب اين بود كه استعلام از شما بشود كه چون قيّمان على ما ذكرا مكرّر در خصوص اين مرافعه به خدمت سامى مشرّف شده ، بلكه بعضى شهود عدول بر عدم قابليّت حاكمين در خدمت سامى گذرانيده اند ، آيا نرسيدن ملازمان به مرافعه ء ايشان به جهت امرى است كه ملازمان مطَّلع مىباشند كه به آن جهت دعوى ايشان مسموع نيست ، يا دعوى ايشان مسموع است ، و اگر مسموع است سبب ردّ فرمودن شما ايشان را با وجود اولويّت شما چه چيز است ؟ وغرض كلَّى از اين استعلام اين بود كه بلكه عذر واضحى عام كه اختصاص به ملازمان نداشته باشد به دست آيد وگريبان خود را از دست قيّمين قويمين خلاص كند ، كه مدّتى است مديد كه به اين خصوص مزاحم حقير شده واوقات را تنگ نموده ومىخواهند به الزامات شرعيّه مرا زير بار خود كشيده باشند ، واولويت هم كه عرض شده بود نه مراد اولويّت الزاميّه بود از قبيل : « أولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض » بلكه مطلب اين بود كه چون استحضار ملازمان در اين مقدمه بيشتر است أنسب آن است كه طىّ آن در خدمت شما شده باشد . بارى : تا اين مقام آن چه عرض شده بود چندان منظور تحقيق مسأله ء كليّه ء شرعيّه نبود ، و لكن آن چه در آخر عرض شده بود كه آيا بعد از صدور حكم از