در خدمت عالى جناب معظَّم إليه گذرانيده ، و بعد از آن عالى جناب معظَّم إليه عذر بى حالى و ضعف ونقاهت خود را مذكور فرموده اند كه اين مرافعه را در جايى ديگر كرده باشند ، لهذا قيّم صغار وكبار ملَّاك به خدمت عالى جناب قدسى القاب ، علَّامى فهّامى مجتهد العصر والزمانى مولانا آخوند ملَّا احمد دام ظلَّه العالى رفته عجز والحاح بسيار نموده كه طىّ اين مرافعه در خدمت عالى جناب معزّى اليه شده باشد ، معزّى إليه فرمودند كه : چون مدّتى اين گفتگو در خدمت عالى جناب ابوى مقام دام ظلَّه شده و از قرار تقرير شما يك شاهد هم در خدمت ايشان شهادت داده بايد عذر ابوى مقامى بر من واضح شود كه باعث تجافى ايشان چه مىباشد ، و از اين جهت مكاتباتى ما بين عالى جنابان معزّى إليهما اتّفاق افتاده .
صورت مكتوبى كه عالى جناب قدسى القاب جامع المعقول والمنقول حاوى الفروع والاصول علَّامى فهّامى مجتهد العصر والزمانى مولانا واستادنا آخوند ملَّا أحمد مدّ ظلَّه العالى به عالى جناب قدسى القاب منبع التحقيق والتدقيق علَّامى فهّامى مجتهد العصر والزمانى مولانا ميرزا ابو القاسم دام ظلَّه العالى نوشته اند ومعظَّم اليه در جواب مولانا نوشته اند ، و از هر يك به مواضع حاجت اكتفا مىرود .
مواضع حاجت اصل مكتوب اين است : مدّتى است كه اين ملك كه مال جمعى صغير و فقير ، و يا وقف بر جمّى غفير است به واسطه ء تعويق امر از تصرّف طرفين خارج ، ومحصول آن عايد هيچ يك نمىگردد ، ويمكن بتدريج ملك هم از دست هر دو برود وطرفين معطَّل وسرگردان و به اين طرف و آن طرف مىروند ، وحقير در اين مقدّمه تكليف خود را نمىدانم كه با وجود ملا زمان سامى آن كه را كه به امر مطاع ايشان متوجّه مرافعه شده باشد ، اهليّت وعدم اهليّت آن را برسم اگر چه به اذن وامر ملازمان باشد . و اين مرحله هم كه ملك جمعى از دست ايشان خارج ، وجمعى فرصت را غنيمت شمرده منافع آن را از ميان ببرند و هيچ يك از طرفين از آن منتفع نگردند ، وجمعى از متديّنين را سخنى باشد
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 358
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٣٥٨