و بر فرض جواز آيا بعد از حضور مدّعى عليه او را تسلَّطى بر جرح شهود يا تعارض بيّنه هست يا نه ؟
ج : هر گاه مدّعى عليه در آن بلد حاضر نباشد بالاتّفاق مرافعه و حكم بدون حضور او جايز است ، و هر گاه در آن بلد باشد خلاف است ، وباز حقّ جواز است ، و در خصوص تسلَّط مدّعى عليه هر گاه حاكم به علم خود حكم نموده باشد ديگر تسلَّط جرح شهود معنى ندارد وتعارض بيّنه ، وهم چنان كه اگر سبب حكم شياع يا شهود متكثّره ء موجب علم ، يا شهود به انضمام قرائن خارجيّه باشد ، زيرا كه در اين صورت عدالت شهود شرط نيست ، امّا هر گاه سبب حكم شهادت عدلين باشد او را تسلَّط جرح يا تعارض هست .
( 721 )
س 13 : هر گاه فيما بين دو نفر عداوت باشد ، آيا شهادت يكى از آنها بر ديگرى قبول مىشود يا نه ؟ وحدّ عداوتى كه ردّ شهادت مىكند كدام است ؟
ج : نه ، شهادت عدوّ شخصى بر آن شخص مقبول نيست بالاجماع والأخبار والأصل ، وامّا حدّ عداوت پس در آن رجوع به عرف مىشود ، وفقهاء تفسير كرده اند آن را به اين كه از شادى آن غمناك شود و از بدى آن مسرور گردد ، و ظاهر آن است كه هر كه راضى به بدى واهانت ونقصان ديگرى باشد وطالب آن باشد آن شخص عدو باشد ، وعداوتى كه موجب ردّ شهادت مىشود عداوتى است كه به جهت امور دنيويّه باشد ، امّا عداوتى كه از براى دين و از راه ديندارى باشد موجب ردّ شهادت نمىشود .
( 722 )
س 14 : چه مىفرمايند در شهادت سائل به كفّ ، آيا مقبول است يا نه ، ومراد از سائل به كف مطلق سائل است اگر چه نادراً اظهار احتياج كند ، يا شخص خاصّى است ؟
ج : حقّ مشهور عدم قبول شهادت سائل به كفّ است ، بلكه هم چنان كه بعضى تصريح كرده اند خلافى در آن ظاهراً نيست ، و يك خبر صحيح و يك موثّق نيز
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 355
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٣٥٥