تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧

باطنى ( 1 ) بر مالك كنند به استحقاق خود آن را نيز قسم خواهند داد ، والَّا دعواى ايشان مردود خواهد بود . و در صورتى كه صاحبان خانه ها حقّيت جريان را ثابت به بيّنه يا به قسم مردوده يا به نكول مالك آب كنند بايد آب از خانه ها جارى ، و ليكن مالك را منع از استعمالات متلفه خواهد رسيد ، واستعمالات صاحب خانه ها بدون رضاى مالك آب حرام خواهد بود . والله العالم . ( 710 ) س 2 : هر گاه آب زيد به زمين او يا خانه ء او جارى باشد از زمين يا خانه يا باغ عمرو وخواهد آب زيد را از ملك خود بيندازد ، آيا مىتواند ، يا بر او لازم است كه ممانعت ننمايد ؟ ج : اين مسأله عكس مسأله ء سابقه است ، و تفصيل آن اين است كه زيد كه صاحب آب است يا اصلًا ادّعاى حقيّت از ملك مجرى يا منفعت مجرى نمىكند ومتمسّك به محض استمرار است ، يا مدّعى حقيّت منفعت مجرى است فقط بدون ادّعاى استحقاق در عين مجرى استقلالًا ام اشتراكاً ، يا ادّعاى حقيّت ملك مجرى را نيز مىكند . پس در صورت اوّل مطلقا عمرو مالك زمين را منع از جريان آب مىرسد . و در صورت دوّم بر زيد مالك آب است اثبات حقّيت خود در منفعت مجرى ، ومجرّد يد فائده ندارد ، چون يد در منافع محضه است . و در صورت سوّم چون متصرّف عين مجرى نيز هست وقول ذى اليد در اعيان مقدّم مىباشد قول مالك آب مقدّم است ، و بر عمرو است اثبات خلاف آن . والله العالم . ( 711 ) س 3 : هر گاه آب ناودان زيد به خانه ء عمرو از قديم جارى باشد ، آيا حال

هامش
( 1 ) در يك نسخه به جاى : « باطنى » ، « يا ظنّى » است .