به خود منتقل ساخت ديگر ملاحظه حريم نمىشود و كسى را بر او تسلطى نيست خواه در كمتر از حريم مسافتى باشد يا نه وخواه ضرر برساند يا نه .
و اما از دوازدهم پس از آن چه در جواب از مسأله ششم مذكور شد معلوم مىشود زيرا كه معلوم شد كه محض ادعاى صاحب قنات قديم موجب تسلط نمىشود وكم شدن آب هم باعث علم به اين كه اين ضرر از قنات جديد است نمىشود بلكه قول اهل خبره هم غالباً مفيد نيست بلكه بايد چنانچه از شارع رسيده سه روز يا بيشتر سد قنات جديد را نمود اگر آب قديم به حال اولى عود كرد معلوم مىشود ضرر به قديم رسيده و الا فلا و در اين صورت هم گاه باشد كه سدّ قديم وبرهم شستن ( نشستن ) آب در چاههاى آن خصوص در صورتى كه قنات جديد مرتفعتر از قديم باشد باعث زيادتى آب قديم شود اگر چه جديد آب قديم را به خود نكشيده باشد پس بايد اين مرحله را نيز ملاحظه نمود .
و اما از سيزدهم آن كه اين شخص سه احتمال دارد :
يكى آن كه ادعا كند كه از هر سه بر روى هم ضرر مشخص شده و بر هيچ يك به تنهايى ادعاى ضرر نكند در اين صورت تسلط مدعى بر قنات اخير خواهد بود كه جزء اخير علَّت تامه ضرر است .
دوم آن كه هر يك از سه قنات ضرر مىرساند كه هر يك علت تامه ضرر باشند در اين صورت بر هر يك تسلط خواهد داشت .
سوم اين كه يك كدام ضرر مىرساند ونمىدانم كدام است در اين صورت اگر تشخيص آن به غير سدّ قنات وامتحان نمودن مذكور ممكن نشود رجوع به قرعه مىشود اين همه در صورتى است كه ضرر رسانيدن ثابت وقنات جديد در ملك موات احداث شده باشد و اين همه در حريم ضررى است اما حريم مسافتى در صورتى كه در ملك موات باشد اگر هر سه در كمتر از حريم واقع شده بر همه تسلط دارد و الا بر هر يك كه در زايد از حريم باشد و اما از چهاردهم هر گاه دعوا بر حريم مسافتى باشد تشخيص آن واضح
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 335
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٣٣٥