تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
مىشود و هر نوع ضررى به قنات قديم مىرسد برسد او را تسلطى نيست . بلى اگر قنات جديد در ملك موات مىبود و در قرب آن اراضى مملوكه صاحب قنات جديد مىبود كه قبل از حفر اين قنات آب آن از قنات قديمى سر درمىآورد وحال آن آب از قنات جديد بيرون مىآيد اين منوال خوب بود مىگفتيم اين داخل ضرر است و آب بعد از آن كه به زمين فرو رفت ديگر مال صاحب آب نيست بلكه مال كسى است كه از قنات او سر درمىآورد . و اما از هشتم بعد از ثبوت ضرر ولزوم دفع ضرر مناط دفع ضرر است نه پر كردن قنات جديد هر نوع كه دفع آن ممكن باشد اگر در حريم ضررى باشد اما در حريم مسافتى صاحب قنات قديم را مىرسد كه دفع قنات جديد را بكند پس اگر آن دو قنات در ارض موات باشند يا جديد در ارض موات باشد و فاصله شرعيه كه پانصد ذراع در صلبه منفرده هست وهزار ذراع در رخوه منفرده هست باشد اما با وجود اين ضرر به قنات قديم برسد بايد دفع آن ضرر را نمود هر نوع كه ممكن باشد و اختيار با صاحب قنات جديد است اما اگر فاصله شرعيه نباشد و فاصله كمتر از پانصد يا هزار باشد مناط ضرر نخواهد بود و صاحب قديم را خواهد رسيد كه امر به انباشتن قنات جديد كند . و اما از نهم پس جواب اين معلوم شد يعنى اگر قنات جديد در زمين مملوكى صاحب آن قنات باشد هيچ تسلطى نيست و اگر در موات باشد اگر از كمتر از حريم مسافتى حفر شده باشد كه صاحب قديم مىتواند امر به انباشتن آن كند خواه ضرر برساند يا نه وقدر آب اعتبار ندارد بلى اگر حريم مسافتى باشد اما ضرر برساند صاحب قديم را تسلط رفع ضرر است يعنى همان قدر آبى كه كم شده از قنات آن ونمىتواند قنات را سدّ كند . و اما از دهم بلى اين صورت هم داخل ضرر است وفرقى نيست ميان اين كه آب از اصل زمين باشد يا به سبب زرع ما فوق آن باشد در جايى كه اعتبار ضرر مىشود . و اما از يازدهم بعد از آن كه مواضع چاههاى قنات مخروبه در ملك مملوكى غير واقع بود وشخص آن مواضع را به خود منتقل نمود و از صاحبان آن شرعاً