تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
و اما از چهارم مراد از رخوه وصلبه اين نيست كه آن دو قنات رخوه وصلبه [ باشند بلكه مراد رخوه وصلبه ] بودن زمينى است كه در ميان آن دو قنات در عرض قناتين واقع است كه همان حريم باشد يعنى اگر فاصله ميان اين دو قنات رخوه باشد بايد هزار ذراع باشد و اگر صلبه باشد پانصد ذراع كافى است وموضع خود دو قنات هر چه خواهد مىباش و همچنين مواضع بعضى از هر يك هر چه باشد باشد مناط رخوه وصلبه بودن فاصله ميان آنها است . بلى مىشود اجزاء مواضع فاصله مختلف باشد يعنى در جهت عرض مثل اين كه فاصله ميان دو موضع قنات عرضا هزار ذراع باشد سيصد ذراع آن صلبه باشد وهفتصد ذراع آن رخوه يا زمينى باشد مختلفة الاجزاء هر صد ذراع آن نوعى وخواهند قنات بكنند آيا چند ذراع بايد اعتبار نمود يا مثلا فاصله پانصد ذراع باشد دويست ذراع صلبه وسيصد ذراع رخوه در اين صورت آيا چه نوع بايد اعتبار نمود در كلام فقهاء حال تصريحى در آن بر نخورده ام و در آن سه احتمال مىرود : اول آن كه بگوييم آن قدر از زمين كه از يك نوع است بايد ملاحظه نمود كه ميان دو قنات از آن يك نوع ابتداء كمتر از حريم نباشد و از آن كه تجاوز شد ديگر ملاحظه نشود . مثلا قناتى حفر شده و در عرض آن ابتداء دويست ذراع صلبه است و بعد رخوه در آن دويست ذراع نتوان قناتى كند و از آن كه گذشت ديگر ملاحظه واعتبار حريم نباشد به جهت اين كه آن چه از شرع ثابت شده حكم زمين صلبه منفرده يا رخوه منفرده است و اما صلبه ورخوه با هم حكم آن نرسيده . پس در متصل به قنات سابق چون مثلا دويست ذراع صلبه است منفرد او كمتر از حريم است نمىتوان حفر نمود و از آن كه گذشتى و داخل رخوه شدى مجموع با هم صلبه ورخوه مىشود وحكمى از شارع نرسيده در حق آن ، و اصل عدم اعتبار حريمى است در زايد وجواز حفر است . دوم اين كه بگوييم يقينا رخوه از صلبه پستتر نيست پس بعد از دويست ذراع صلبه سيصد ذراع هم از رخوه را بايد گذاشت و بعد از آن را مىتوان حفر