يكى آن كه چاه بر سر آن قنات واقع است به نحوى كه آب چاه همان آب قنات است و اين كه سؤال از جواز استعمال آب چاه شده مؤيد اين احتمال است .
دوم آن كه چاه در قرب قنات واقع شده باشد نه اين كه آب آنها يكى باشد وتشكيك شما به جهت حريم قنات بوده باشد .
پس اگر مراد معنى دوم باشد اصلًا ومطلقاً بودن چاه و استعمال آب آن در طهارت و غير طهارت ضرر ندارد و چون مبدأ حدوث چاه معلوم نيست چاه و آب ملك شما خواهد بود .
و اگر مراد معنى اول باشد كه آب آن چاه به عينه آب قنات باشد پس در اصل بودن چاه بر سر آن اصلًا بر شما حرجى نيست و ضررى ندارد و اما در استعمال آب آن پس . اگر اصلًا ومطلقاً ضررى در استعمال آب از براى صاحب آب نداشته باشد مثل ساير نهرهايى كه در خارج است و از آن استعمال مىكنيم به حكم شاهد حال پس جايز است استعمال مطلقاً و اجازه از كسى نمىخواهد .
و اگر احتمال عدم رضاى صاحب است اگر صاحب معينى داشته باشد واذن شاهد حال نباشد در اين صورت ظاهر در نظر حقير آن است كه بايد رجوع كرد به صاحب قنات و از ابتدا چنين بودن فايده ء ندارد پس اگر صاحب قناة مجهول باشد مذكور خواهد شد كه چه نوع كنيد و اگر از آن صورتها باشد كه مالك معلوم داشته باشد بايد اگر كبير باشد از او اذن حاصل كرد و اگر صغير باشد از ولى او با وجود ملاحظه صرفه وغبطه او .
و اما حكم اين كه مىخواهيد در حصار خود بر سر آن قنات چشمه بسازيد پس بدان كه در اين جا سه عمل خواهد شد :
يكى اين كه بوم حصار را برخواهيد داشت و سقف خواهيد زد وتحتانى آن را وسيع خواهيد كرد وپله از براى آن قرار خواهيد داد اين عمل جايز است اصلًا ومطلقا شرعا ضرر ندارد قنات مال هر كه مىخواهد باشد و زياده از اين بر ما معلوم نيست كه صاحب قنات ، همان نفس نهرى كه آب در آن جارى است
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 322
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٣٢٢