تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
اين تنقيه وحفر جايز نيست و اين كه در اين مقام باطل است يا بايد گفت آب وقف بطريق سابق نيست وحال كه وقف نشد يا ملك اين شخص حافر است يا مباحى است كه باز او بواسطه حيازت اولى مىشود و ليكن ظاهر ملكيت است اگر چه به قصد وقف كردن جارى كرده باشند به علت اين كه صحت وقف موقوف بر ملكيت است پس قصد تملك لازم قصد وقف است بلى مسأله ديگر بايد و آن اين است كه اگر ابتدا به قصد وقف نمودن بطريق آب قنات يا بطريق خاصى ديگر حفر كند آيا هنوز اجراء صيغه نكرده خواهد بطريق ديگر وقف كند آيا مىتواند يا نه ؟ و جواب اين ظاهر است زيرا كه خلافى نيست در اين كه حيازت واحيا به قصد خاصى بدون تحقق جهت لزوم آن مقصود لازم نمىشود چنانچه هر گاه كسى زمينى را احيا كند به قصد اين كه وقف كند مادامى كه وقف نكرده وقفيت آن متحقق نمىشود . والله العالم هو الله الموفق للإتمام . ( 702 ) س 16 : معروض مىدارد به خدمت صاحبىام قناتى هست زير حصار كمترين وچاه خانه كمترين متصل است به آن قنات در وقتى بنده گرفتم به اين طريق بود بر كمترين معلوم نيست كه ابتداء چنين بوده است يا آخر ( اخيراً ) احداث كرده اند ومفروض اين است كه آن قنات صاحب معين ندارد و چند خانه پائين خانه ء ما هست كه بعضى احداث چشمه نموده اند و نسبت به بعضى ديگر آبش آفتابى مىشود و هيچ يك آنها ادعاى ملكيت آن قنات را نمىنمايند . اولًا استعمال كمترين از آن آب كه حالش بر من معلوم نيست از چاه مىكشم و استعمال مىنمايم چه صورت دارد ؟ وثانياً اگر آن چاه را چشمه نمايم كه روى آن قنات حصار من است برداشته مىشود وباز روى قنات مثل اول بلكه بهتر از اول پوشيده مىشود آيا اين عمل چه صورت دارد ؟ و بنا بر اين عمل استعمال آب چه صورت دارد ؟